یادداشت های یک دختر 13 ساله

خوش امدید به.. ( پست ثابت)

جمعه 19 تیر 1394 10:29 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: اطلاعیه ها ?

»به نام خدا«

سلام دوستان عزیز و گل منگلی امデコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boy
به وب من خیلی خوش اومدید..امیدوارم اینجا رو دوست داشته باشین.
من شیدام....یه دختر شاد،ماجراجو و وبلاگ نویس که وارد 14 سالگی شده.デコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boy
هدفم از ساخت وبلاگ این بود که بتونم شادیامو  و خاطرات بامزمو با دیگران به اشتراک بزارم و از دغدغه های زندگی دورشون کنم ...بلکه کمی از نگرانی هاشون کم شه و منم از نظراتشون انرژی مثبت بگیرم و دوست دارم که یه دفتر خاطرات به یاد موندنی برای همه داشته باشم.デコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boy
بابام برای اولین بار برای من توی 8 یا 7 سالگی وبلاگ رو در بلاگفا برام ساخت..بلاگفا خراب شد و مطالبم پاک شدデコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boy و من وبلاگمو در میهن بلاگ دوباره راه اندازی کردم،ممنونم بابا که همچنین هدیه ای به من دادی!
تو تابستون اینجا رو میترکونیم همیشه و یه عالمه حال میکنیمChu!!
تو مدارسم سعی میکنم بیام و مطلبی بذارم و نظرات انرژی بخشتون رو بخونم :)
نظر بذارین ولی صد بار یه نظرو تکرار نکنین...نظرات یه وب ملاک برتری یه وب نیست..ملاکش خواننده های مهربون و پست های عالیه Chu!!
اگر دوست داشتین میتونین برین پروفایل خودم،راه ارتباطی و... رو در ستون صفحات جانبی پیدا کنین و یه نگاهی بندازین.. 
من یه پاترهد هستم،گفتم بدونین که هری پاتر رو عشق است :)

ممنون که انقدر مهربونین! لذت ببرید!デコメ of cute emoticons






نظرات : شاخه گل
برچسب ها: خاطرات ? یادداشت های شیدا ? داستان ? کتاب ? بازی ? خوش امدید ? خاطرات روزانه ?
دنبالکها: وبلاگ قبلی در بلاگفا ?
آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 مرداد 1396 03:25 ب.ظ

ماه مرداد و ماجراهای 2 هفته اش :|

دوشنبه 23 مرداد 1396 05:11 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: عکس ? خاطرات ?

(タイトルなし) の絵文字سلام رفقا (タイトルなし) の絵文字

ببخشید مطلب نذاشتم آخه میدونین رفته بودم سفر قطب جنوب :| قطب جنوب چیه،فقط حال نداشتم پست بذارم :|
تو این مدت :

برای عروسی لباس خریدم،خودم به نظرم خیلی خوشگله ولی مامانم هی میگفت این لباس چیه گرفتی،چرا اینجاش اون طوریه،چرا اونورش اون مدلیه :| لباسم مشکی بود و روی بالا تنش گل های رز قرمز بود و خیلیم از نظر خودم خوشگل بود و بهم میومد ولی مامانم هی میگفت چرا مشکی گرفتی :|

اومدم تهران و رفتم عروسی، خیلی تو راه بودیم و ساعت 10 رسیدیم عروسی :| یعنی من از بس عروسی نرفته بودم فکر میکردم چه عروسیه فوق العادی است :| نمیگم بد بود ولی فوق العاده ام نبود و ما چون دیر رسیدیم فقط شام خوردیم اومدیم :/ یعنی اگر نمی اومدیمم مشکلی پیش نمیومد :/

با بابام رفتیم باغ کتاب تهران تا من کتاب بخرم :) خیلی جای باحالی بود و البته اصلا گرمم نبود :) اولش رفتیم طبقه بالا موزه علوم نوجوان،توش چیزای خیلی جالب و خفنی بود! مثلا یه اهرم بلند بود که میشد باهاش یه پیکان رو بلند کرد،چنگ لیزری شم خیلی چیز باحالی بود،یه چندتا آینه خفنم بود که آدم مثل کوتوله و بابا لنگ دراز میکرد :| یه نمونه واقعی از اسکلت نهنگم داشتن :| بعدم رفتیم کتاب بخریم که متاسفانه و بدبختانه کتابای هری پاتر تموم شده بود :/ ولی به جاش دو جلد آرتمیس فاول رو خریدم :| 
کلا 8 تا کتاب خریدم که نام میبرم : سوسک طلایی پرواز کن،عروس دریایی ( خوندمش و معرفی میکنم بعدا )،آرتمیس فاول و گروگان گیری ( تا نصفه خوانده شده )،آرتمیس فاول و ماجرای شمال،یک سال بدون او ( خوانده شده و بعدا معرفی میشه )،فعلا خوبم ( خوندمش و معرفی میکنم بعدا )،مطلقا تقریبا ( تا نصفه )،کاش یکی قصه اش را می گفت ( خونده شده )..وقتی داشتم پول کتابارو حساب میکردم فهمیدم تا الان چادرم برعکس بوده :| میبینید چه چیز ضایعی هستم من :|
اونجا مجسمه های بعضی از شخصیت های کتابارو داشتن،مثلا جودی ابوت،ژان والژان،شازده کوچولو،شرلوک هلمز و واقعا نمیدونم چرا مجسمه هری پاترو نداشتن :( من با همشون تقریبا عکس گرفتم..بعدم رفتیم ساندویچ خوردیم اومدیم خونه :| این یکی از عکسای باغ کتابه؛بقیه رو تو ادامه مطالب گذاشتم :) 


رفتم خونه رویا اینا :) یه عالمه همو بقل کردیم :| من دو تا لیوان و پیکسل هری پاتری سفارش دادم و یه لیوان و یه پیکسل رو به علاوه یه کوله پشتی گل گلی آبی به رویا تقدیم کردم! میدونین که رویا هم خیلی هری پاتر دوست داره :) اونم کادوی تولدم رو داد :) بعد رفتیم تو اتاقش و یه عالمه حرف زدیم در مورد مدرسه،هری پاتر،کتاب،معلمامون،آرتمیس فاول،آهنگ و خیلی چیزای دیگه :) چند روز بعدشم رویا اینا اومدن خونمون و من از مامان رویا شماره دوزی یاد گرفتم و بعدشم رفتیم تو اتاقم و با قلم مو و شال گردن ادای سکانس های فیلم هری پاترو در میاوردیم و ادای خون آشاما،دختر لوس کلاس نقاشی رو هم دراوردیم :|


بشقاب میناکاریم رو اوردن ولی هرکار میکنم نمیتونم کنم عکس رو از موبایل مامانم  بریزم روی کامپیوتر :/

動物*アニマル*かわいい*キュート*ゆるキャラ の絵文字فعلا خدافظ 動物*アニマル*かわいい*キュート*ゆるキャラ の絵文字



ادامه مطلب

نظرات : نظرات
برچسب ها: عروسی ? باغ کتاب ? کتاب ? هری پاتر ? آرتمیس فاول ? موزه ? دوست ?
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 مرداد 1396 10:34 ب.ظ

شهربازی و نمکدونی به نام شیدا :|

شنبه 7 مرداد 1396 09:22 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: داستان ?
14975921871696480545.png (500×366)

جمعه رفتیم شهربازی!! منم اومدم ماجراهاشو بنویسم :|

اول از همه رفتیم سینما 5 بعدی ترسناک شهربازی،یادمه 10 سالم که بود،من و سارا و بصیرا با چندتا از فامیلا این سینما رو رفته بودیم و آخرش مثله این دخترای لوس،سه تایی گریه میکردیم! این دفعه،سارا که تموم فیلم داشت جیغ میزد و تو بغل من افتاده بود و می گفت،شیدا غلط کردم ووووای،شیدا خدا نکشتت،جیغ و منم در جواب میگفتم: کوفت گوشمو کر کردی،زهر مار،این که ترسناک نیس،دیوونه بازی در نیار،آبروم رو بردی،احمق الدوله! پارسا هم که همون اول پاشد با باباش رفت بیرون :/اما انصافا خیلی ترسناک نبود،توش ماهی های گوشتخوار و یه سری گرگ شبیه زامبی که مردم رو میخوردن و یه دختره وحشی که توی زندان بود :| یه بارم به سارا گفتم سرتو بیار بالا ببین چیزی نیست و یک دفعه سره یه آدمه از وسط قطع شد و سارا بلندترین جیغ دنیارو در گینس ثبت کرد و بعد از چند دقیقه فیلم تمام و ما از سینما اومدیم بیرون :| 

بعدش رفتیم سرسره آبشار،به نظرم بیشتر از اینکه از خود سرسره که اینقدر بلنده ترسناک باشه،راه پله اش که میره بالا ترسناک تره،راه پله که نمیشه گفت چون پله نیست نرده است و خیلی هم شیب داره،ادم میترسه لیز بخوره همه مردم رو له کنه :| سرسره رو هم 2 بار سوار شدیم و خیلی هم حال داد :)


بلیط گرفتیم رفتیم قطار وحشت،قطار وحشت که چه عرض کنم قطار مهدکودکه :/ یعنی لاکپشت من از قطاره تند تر میره،تونل وحشتم که اصلا خیلی ترسناکه :| یه چندتا بنر ترسناک و چندتا عروسک تکه پاره مال صد ها سال پیش توشه :| نمیدونم حالا چرا انقدر تو قطار نمکدون شده بودم :| همش داشتم مسخره بازی در می اوردم،اولش که راه افتاد میگفتم آقا راننده یه وقت خسته نشی با این سرعت زیادت،اونم یه چشم غره ای رفت زهر ترک شدم،بعدم این پسرای واگن جلویی هی میخواستن عنتربازی در بیارن ،منم بلند گفتم،خدا بیمارای روانی روبرو رو شفا بده:| تو طول راه هم که از مردم عادی رد میشدیم،یک دفعه پخ میکردم،3 متر میپریدن هوا :| تو تونل بلند داد میزدم شله شله شله...! کلا خل شده بودم ولی خیلی مزه ام داد :)

کنار سینما یه وسیله ایه که خیلی تند میچرخه و حال میده و من و سارا رفتیم و من هم مثل این روانیا هی میگفتم، پرسپولیس سرور استقلاله، هری پاتر رو عشقه :/ خدا شفام بده :| فک کنم من بیشتر تو شهربازی عنتر بازی در میوردم :|

شهربازی،دو تا تاب داشت،تاب بزرگ و تاب کوچیک ، من و سارا رفتیم تاب بزرگ و پارسا رفت تاب کوچیک..تابش خیلی باحال بود،میرفت خیلی بالا و میچرخید،3 دقیقه در حال چرخش بودیم :| یه پسره ای بود خیلی گنده بود ولی میترسید بره تاب،در این حد دخترای شجاعی هستیم ( البته سارا تو سینما اولین امتحان شجاعت رو گند زد! )

آخر از همه هم رفتیم کشتی پرنده،میخواستیم بزرگه بریم ولی به درخواست پارسا کوچیکه رفتیم،ولی مثل اینکه کوچیکه بدتر بود!،سارا که سرشو گذاشت بود و چسبیده بود به من ،پارسا هم داد میزد کمش کن،منم خیلی عادی دستامو برده بودم بالا حالمو میکردم :| یکم البته دلم قیلی ویلی رفت ولی چیز خاصی نبود :| سارا بعد اینکه پیاده شد میگفت یه دور دیگه بریم! بعد ما گفتیم تو که تموم مدت چشات بسته بود :/ بعدم رفتیم یه پیتزا زدیم بر بدن و آمدیم خانه!






نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 7 مرداد 1396 10:56 ب.ظ

معرفی چندتا انیمیشن برای دوست عزیز

پنجشنبه 5 مرداد 1396 07:47 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: اطلاعیه ها ? معرفی فیلم و انیمیشن ?

سلام دوباره !
یکی از دوستان که اسمشونو ننوشتن،گفتن امروز انیمیشن چندتا معرفی کنم
من تازگی ها انیمیشن جدیدی ندیدم،اما چندتارو دیدم تابستون میاد مثل من شرور 3،اموجی
فک کنم اونارم بشه پیدا کرد..

  •  The Boss Baby - بچه رئیس
  •  Sing - آواز
  •  Stroks - لک لک ها
  •  Song of The Sea - آواز دریا
  •  Leap - بالرین
  •  My life as Zucchini - زندگی من به عنوان کدو
  •  Kiki's delivery servise - سرویس تحویل کیکی ( انیمه ژاپنی )
  •  Spirited Away - شهر اشباح ( انیمه ژاپنی )
  •  My Neighbor Totoro - همسایه من توتورو ( انیمه ژاپنی )
  • From Up On Poppy Hills - بر فراز تپه شقایق ( انیمه ژاپنی)
  •  Moana - موآنا



نظرات : نظرات
برچسب ها: انیمیشن ? The Boss Baby ? Sing ? Stroks ? Song of The sea ? Leap ? انیمه ?
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 مرداد 1396 08:24 ب.ظ

خاطرات این روزا ( 3 تا 5 مرداد )

پنجشنبه 5 مرداد 1396 01:48 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: عکس ? خاطرات ?
Related image

سلام رفقا!

روز دختر،تولد معصومه دختر عمه ام بود و 1 سالش میشد و با خواهرش زهرا که 7 سالش میشه با هم جشن تولد گرفته بودن تو خونه اون یکی مامان بزرگم،عصر پارسا و عموم و زن عموم اینا اومدن دنبالم رفتیم اونجا جشن تولد،خوش گذشت بهمون دیگه و کیک و آشم خوردیم اومدم خونه :|

چهارشنبه مهمونی شب شیشه بود و من و سارا یه عالمه باهم حرف زدیم! بعدشم قرار گذاشتیم،جمعه من و سارا و پارسا با دایی سجادم و عمو میثمم بریم شهربازی! البته حیف که بصیرا نیس اینطوری خیلی بهمون خوش میگذشت...من با سارا راحت تر میتونم در مورد مسائل جدی صحبت کنم و با بصیرا میتونم بیشتر حرف های خنده دار بزنم و بخندنم! حالا دیگه چیکار کنم نیستن دیگه! بعدم اگر بخوام بگردم تهران دیگه تا شهریور شهربازی ول میشه دیگه و خب بهتره الان بریم،امیدوارم بهمون خوش بگذره! بعد از مهمونی با دایی سجادم رفتیم فرودگاه دنبال دایی حسین ام که از تهران اومده بود.

 عکساییه که وقتی بصیرا اومده بود و باهم رفته بودیم خودمونو گریم کرده بودیم و من شده بودم جادوگر و اون دلقک،تو ادامه مطالبن و مایه خجالتن :|

کادوی روز دختر از بابابزرگم یه مانتوی خوشگل گرفتم که تو مهمونی پوشیدمش :)

سایت رنگی رنگی برای بسته ویژه مردادش موضوع هری پاتر رو انتخاب کرده! فکر کنم اگر سفارشش ندم افسردگی بگیرم :/ دوست دارم یه بسته هم برای رویا سفارش بدم!

قبلا وبلاگا تابستون خیلی فعال بودن حالا دیگه نیستن،به قول اینایی که تو اینستاگرام هستن وبلاگ دیگه خز شده! البته از نظر من اصلا و ابدا اینطور نیست! 

شماره دوستام تو تهران جا مونده و من میترسم که فکر کنن بی معرفتم که اصلا یادی ازشون نمیکنم :(

میدونین که من نظر جبرانی نمیدم،همینطور از 30 تا نظر تکراری فرستادن بسیار بدم میاد،همینطور من هرروز به وبلاگای لینکم سر میزنم،لازم نیس بیاین بگین و از هر مطلبی خوشم هم بیاد نظر میذارم.....نظر اسمش نظره..نظرتو میگی مثه پول که نیس صدتا میذارین :| من برام مهم نیس هر پستم چندتا نظر داره،خوشحال میشم یکی مطلبو کامل خونده و در موردش برام چیزی نوشته :)

لطفا تو نظرسنجی جدید شرکت کنید،می خوام ببینم نظر شما چیه؟


فعلا کاری باری نیست
خداحافظ :|




ادامه مطلب

نظرات : نظرات
برچسب ها: روز دختر ? تولد ? مهمونی ? شهربازی ? نظر ? سه کله پوک ? هری پاتر ?
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 مرداد 1396 08:26 ب.ظ

روز دختر

سه شنبه 3 مرداد 1396 12:32 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
Related image

デコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boyسلامデコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boy
وای امروز روز دختره!!
 تازه جالبیش اینه که دیروز پسر عموم رو تو فوتبال پلی استین 4 بار بردم!!
پرچم دخترا بالاست!!
デコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boyروز دخترتون مبارکデコメ of emoticons (* / □ \ *) cute girl and boy
راستی من کادوی روز دختر میخوام،گفته باشم!
راستی چرا هیشکی تولد وبلاگمو تبریک نگفت؟؟؟وبلاگ بیچاره من!

magdalena frackowiak wink



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 مرداد 1396 12:49 ب.ظ

ماجراهای هفته آخر تیر!

یکشنبه 1 مرداد 1396 12:52 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا


سلام بروبچ!

دیروز کلاس میناکاری داشتم،ظرفم رو تموم کردم و دادم به خانم صفری معلممون،امروز میرفت اصفهان تا هم ظرف های مارو بده به کوره و هم ظرف جدید بیاره برای کار کردن،امیدوارم ظرفم خوب بشه و یه وقت تو کوره خراب نشه 

جمعه با دایی سجاد و دایی سعیدم رفتیم بیرون،توی جاده کمربندی رفسنجان موتور ها سنگین هست که مردم میرن لب جاده میشین حرکات موتور سوارا رو میبین،ما هم رفتیم اونجا،موتور های واقعا خفنی بودن،چند نفر تک چرخ میزدن،یه نفرم رو موتورش دراز کشیده بود و میرفت  میدونین دایی سعید منم موتور سواری میکنه،از این موتور خفنا گرفته و میره پیست موتورسواری،همین چند روز پیش به خاطر همین موتور سواری دستش درد گرفت رفت دکتر بعد از اونم رفتیم سینما،فیلم ندیدیم فقط رفتیم بریم ببینیم شهرکتابش بازه یا نه ، که باز نبود و یه ذرت مکزیکی و نوشابه خوردیم و اومدیم خونه :| این یه فیلم از موتور سنگین های رفسنجونه که توی آپارات پیدا کردم :
[
]
داییم از کاشان یه جوجه تیغی خیلی بامزه و کوچولو آورده،جوجه تیغی آرومیه و گاز نمیگیره

یه عروسی تو قم دعوتیمفک کنم 2 سالی میشه که عروسی نرفتم! سه شنبه هفته دیگه است و من لباس هم باید بخرم،لباسی که آوردم خیلی ساده است و طوسی هم هست...البته میدونم اگه لباس جدید بخرم مامانم میگه آنقدر لباس مهمونی جمع کردی واس چی 

قراره مامانم زنگ بزنه و برام یه کلاس آشپزی جور کنه،آشپزی خیلی هنر باحالیه

امروز 1 مرداده،باید یه کاری واس خودمون جور کنیم و اگر نه تابستون زودی تموم میشه
فک کنم تنها فعالیت هایی که همه جوره ازشون خوشم میاد آهنگ گوش دادن و کتاب خوندن و بازی کردنه :|







نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 مرداد 1396 03:21 ب.ظ

مرور خاطرات

شنبه 31 تیر 1396 02:43 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا

از سمت چپ رویا،خودم و سمانه - جشن فارغ التحصیلی کلاس ششم


یکی از قشنگ ترین لحظه های زندگیم وقتی بود که داشتم پست هامو از اول مرور میکردم،وقتی نگاهشون میکردم خیلی خنده ام میگرفت سبک نوشتنم ساده بود و البته کودکانه! 
ماجراهام خیلی زیاد بودن،کنسرت گروه دیریب دوروب که چه اداهایی از خودمون در نمی اوردیموقتی که گوشامو سوراخ کردم عروسک السام  پرنسس بازیامون تو مهمونی و عروسی همسترم دختر لوس کلاس نقاشی  خواب های خنده دارم همکلاسی و معلمای های قدیمی پسربچه شیر مانند و سه جنگجوی دختر دابسمش بازیشهربازی رفتنامون و....

هیچوقت اون لحظات تکرار نمیشن و من دلم برای خاطره هام بیشتر تنگ میشه،وقتی که می خوندمشون احساس میکردم که خیلی بزرگ شدم و خیلی هم تغییر کردم :| چقدر دوست دارم اون لحظات دوباره تکرار بشن و من هم دوباره مثل کلاس چهارمی ها بنویسم :) 
من با 16 صفحه وبلاگ و 160 تا مطلب همه این خاطراتو پشت سر گذاشتم..واقعا خوشحالم جایی بود که این لحظات خوشمو توی جایی ثبت کردم و برام موندگارن ...امیدوارم آینده ام پر از خاطره های خوش باشه.

چرا من انقدر افسوس گذشته رو میخورم نمیدونم ولی واقعا نمیخواستم انقدر زود بزرگ شم :( 



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 مرداد 1396 01:03 ق.ظ

ماجرای های 21 تا 26 تیر :|

یکشنبه 25 تیر 1396 08:02 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
Spongebob Music

سام علیک 

میدونین من تونستم برم بله برون :) البته هیچکی نبود که :| همش فامیلای دوماد بودن :/ تازه زنونه مردونه هم جدا نبود :| من بیچاره انقدر برای لباسم برنامه ریزی کرده بودم :| البته در کل خوب بود :) صبا خیلی خوشگل شده بود :)
راستی مثه این که قراره یه بله برون زنونه تو تهران بگیرن و این عالیه و من دو بار اینطوری دوبار رفتم بله برون :) البته اگه بیرونم ندازن :|

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

این کلاس میناکاری اعصابمو خرد کرده و دارم دیوونه میشم،وسواس گرفتم..هی رنگ میکنم هی پاک میکنم :/ خدا شفام بده تا من بتونم بشقابه رو تموم کنم :|

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

ای گندت بزنن شهربازی..بروبچ رفتن مسافرت بعد تو تازه باز شدی؟؟...آخه شهربازی نفهم بفهم یکم :/ الان بنظرت تنهایی مزه میده...مزخرف :|

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

من به کل دیوونه شدم رفت :| من برای تولد بعدیم یه چوبدستی جادو از چوب گردو و خون اژدها میخوام،یه جاروی خیلی خوب،همینطور کتاب دفاع در برابر جادوی سیاه و معجون سازی و البته یه امضا هم از جی.کی رولینگ میخوام...گفته باشم :|

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

اون کانونی که برای کلاس میناکاری میرم کتابخونه داره..برم ببینم کتاباش تحفه ای هستن یا نه..اگه خوب بود برم ثبت نام کنم :)
ای خاک بر سرم کنن...من خر،تولد وبلاگمو یادم رفته و 5 روزم ازش گذشته :0 ببخش وبلاگ عزیزم :( البته در واقع شما هم هرچی بهتون گفتم یادتون نموند :| خب پس حالا کادو رو رد کن بیاد دوست عزیز!

تولد 6 سالگیت مبارک وبلاگ جونیم :)

خب تصمیم ها و کارهایی که دوس دارم برای وبلاگم انجام بدم رو بعدا میذارم :)

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

راستی یه چندتا داستان مامانم برام فرستاده..باید براشون نقاشی بکشم..اگه خوششون بیاد میشمــــــــــــ تصویرگر کتاب :) وای چه هیجان انگیز :)
میگما تابستون داره زود میره ها :( منم که دارم به جز کلاسایی که میرم وقتمو تلف میکنم :( خاک بر سرم :( باید زودتر یه کاری بکنم :( راستی تصمیم دارم تو تابستون برم کنسرت :) میدونین من به جز یک کنسرت سنتی مسخره که با مامان و بابام و عموم رفتم و وسطشم خوابم برد کنسرت نرفتم :/ میخوام برم کنسرت اشوان :) 27 شهریور و 4 مهر کنسرت داره :) شاید با دوستم رفتم..البته اگه قبول کنه :|

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 این پارسا پسر عموم هم منو کشته ها :| البته خیلی کلکه :| تو فوتبال همش میبره :| البته منم مجبورم باهاش بازی کنم اونم چند دست :| در جریانین که دخترا خیلی به فوتبال علاقه مندن..خیلی :/

خب امروزم یه آهنگ پیشنهادی دارم البته از نوع خارجیش :|
اهنگ خیلی خوبیه از sia ! یه خواننده 41 سالس با صدای 20 ساله :| خیلی هم باشعوره و دنبال معروف شدنم نیست..معمولا صورتشو با موهاش به صورت خیلی مسخره میپوشونه :| اما آهنگش بد نیس و شاده :) من نمیدونم سبکش چیه فقط از این آهنگش خوشم اومد :| راستیتش نمیدونستم اصلا این یارو کی هست..آهنگشو تو یه وبلاگ شنیدم خوشم اومد :| خیلی سرعت داره آدم نمیرسه معنیش کنه :| اینو از تو آپارت برداشتم خودتون برین دانلودش کنین :| اسم آهنگش cheap thrills هه معنیش میشه هیجان های کم ارزش :/

]

کادو که یادتون نرفته؟
خداحافظ بروبچ



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 تیر 1396 01:29 ق.ظ

از 18 تا 20 تیر با ماجراهای من

چهارشنبه 21 تیر 1396 01:18 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: خاطرات ? عکس ? داستان ?
You Wanna Hug?
تو میخوای بغلت کنم؟

دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهسلام بر رفقای عزیزم!دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزه

بصیرا اومد خونه مامان بزرگم ، یه عالمه مسخره بازی در حد لالیگا کردیم که گفتن نداره :/ رفتیم لوازم آرایش عتیقه مامانم که مال 15 سال پیشه پیدا کردیم...بصیرا خودشو مثه دلقکا کرد و من شبیه جادوگرای بدجنسی مثه ولدمورت :| بعدشم رفتیم مقنعه روری پوشیدیم تا بتونم عکسمون رو بزارم اینجا..من از چادرم به عنوان شنل جادوگری استفاده کردم :| فعلا نتونستم عکسارو بریزم تو لپتاپ ، بعدشم صد بار شعر من گلم تو مونگولی با هم میشیم گل منگولی رو خوندیم،رفتیم تو اتاق و برای مهمونی لباسای خودمو انتخاب کردیم..همینطور اگه شهربازی بریم چی بپوشیم،میدونین که دخترا چقدر رو لباس پوشیدن حساسن :| سیب زمینی سرخ کرده هم مامان بزرگم یه کوه درست کرد و ما تا تهش رو خوردیم و حین خوردن در مورد مسائل تهوع آور صحبت میکردیم :| مثلا اینکه آیا تو کلاس اول تو مدرسه خرابکاری کردیم یا نه :/ یا تا حالا کسی روت استفراغ کرده یا نه :/ مسائل بسیار جذابیه نه؟؟
داشتیم برای شهربازی برنامه ریزی می کردیم که بابای بصیرا زنگ زد گفت پنجشنبه جمعه باز میشه،یعنی انگار شکست عشقی خورده بودیم :| بعدشم یه رود خون از دماغم جاری شد و بصیرا باباش اومد دنبالش و رفت :(

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

یکی از معجزات و استعداد های فامیل و خاندان ما حفظ اسم و نسبت شخصه که من کاملا از بی بهره ام ! البته شاید بعدا در من هم این استعداد کشف شه :|
مثلا یه بار با مامان و مامان بزرگم رفتیم خونه عمه ی مامانم...بحث پیداکردن عروس شد :/..میگفتن مثلا دختر فلانی که میشن فامیل فلانی و یه مغازه تو خیابون فلانی دارن و زن فلانی میشه خاله دختر فلانی :|....یا وقتی مامانم با تلفن صبحت میکنه..میگه اون زنه که توی مهمونی فلانی بود ، زن فلانی بود که عمه اش میشه فلانی که میشه عروس فلانی :|....بعد من میرم کلاس میناکاری صدبارم تو مهمونیا دیدمش ولی نمیفهم کیه :/

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

سه شنبه بعد کلاس اوریگامی رفتم خونه اون یکی مامان بزرگم که اون طرف خیابون بود :| زهرا و معصومه دختر عمه هام و فاطمه عمه ام از قم اومده بودند ، عمو مهدی ام بهم یکم کدنویسی html یاد داد :)
من هنوزم میگم هری پاتر معرکه است :) وای یعنی چقدر میتونه یه کتاب و فیلم انقدر جذاب باشه :) الان انقدر تعریف میکنم که هیولای تالار اسرار خشکم بکنه :/

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

پیشنهاد میکنم که آهنگ » من آدم رویای تو نیستم « از » اشوان « که یه خواننده ایه که تازگیا مجوز گرفته و کنسرتاشم حسابی گرفته رو گوش بدین :) یه آهنگ غمگین و زیبا !

برای گوش دادن به این آهنگ کلیک کنید

دانلود آهنگ جدید اشوان بنام من آدم رویای تو نیستم


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


خیلی ممنون که ساز های پیشنهادیتون رو گفتین و نظرم زیاد دادین :)
دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهفعلا خداحافظ بروبچ!دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزه



نظرات : نظرات
برچسب ها: دوست ? دیوونه بازی ? استعداد ? کدنویسی ? هری پاتر ? اشوان ? آهنگ ?
آخرین ویرایش: جمعه 23 تیر 1396 01:21 ب.ظ

ماجراهای من از دیروز تا امروز :|

یکشنبه 18 تیر 1396 11:25 ب.ظ

نویسنده : شـــــ♥ـــــیدا
موضوع: خاطرات ? عکس ? معرفی فیلم و انیمیشن ?
Image result for harry potter gif
گیف بالا از فیلم هری پاتر و جام آتش !

http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-04.gifسلام بروبچ!http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-04.gif

میدونم که تا 6 نفرتون به نظرسنجی جواب دادن و اون خاطره بوده،ولی اینو بدونین که من همیشه خاطرات جذاب و جالب دارم و فقط اونارو مینویسم..به خاطر همینه که همیشه خاطره نمینویسم :)

رفتم کلاس میناکاری..خیلی هنر قشنگ و درآمد داری هست و خیلی دوست دارم زودتر یاد بگیرم،اگه از اسمش نفهمیدین چیه ، به این ظرف ها میگن ظرف های میناکاری شده :

Image result for ‫مینا کاری‬‎


تازگی ها تنها فیلمایی که میبینم فیلمای هری پاترهه،رویا بهترین دوستم تو ابتدایی،عاشق هری پاتر،کتاباش و فیلماش بود...بهش حق میدم :)....اول کتابشو بخونین بعد فیلمشو ببینین اگه نه فیلماشو حتما ببینین :)....کروشیمو! ( اگه فیلم های هری پاتر رو دیده باشین میفهمین! )

مثه اینکه شهربازی باز شده،بصیرا بهم گفت..حالا نمیدونم واقعا بازه یا نه...حالا ببینیم چی میشه :)

پنجشنبه بله برونه و این یه بی رحمیه که بچه هاتون رو نباید ببرین :/ خاله عذرا واقعا از شما بعیده :/ من به این خوبی مگه اذیت میکنم :(

بچه ها من دوست دارم که برم یه سازی رو یاد بگیرم ..شما چه سازی رو پیشنهاد میکنید ؟؟

درسته که من بروی خودم نمیارم...ولی اون 110 و 120 نفری که تو این دو روز اومدن وبلاگم..واقعا عجیبه که خیلی خسته بودن ...فقط 6 نفر تو نظرسنجی شرکت کردن و دو نفر کامنت گذاشتن!...خسته نباشید یه وقت :/

چند روز پیش دایی ایم با آهنگای وطنی که توی ماشینش داشت منو متحول کرد :) پست بعدی منتظر باشید :)

وای که چقدر فیلمای هری پاتر خوبن!!..من همشونو از فیلیمو میبینم....من برم خودمو به زندان آزکابان معرفی کنم :/ تا خودمو نکشتم :/


http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-05.gifفعلا خداحافظ رفقای عزیزم http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-05.gif




نظرات : نظرات
برچسب ها: میناکاری ? هری پاتر ? شهربازی ? Harry potter ? مهمونی ? آهنگ ? فیلیمو ?
آخرین ویرایش: دوشنبه 19 تیر 1396 12:04 ق.ظ



تعدادکل صفحات : 17 1 2 3 4 5 6 7 ...