تبلیغات
یادداشت های شیدا - خاطرات از 6 اذر تا 11 اذر
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
سلام شرشر های بارون
ببخشید این هفته مطالب نذاشتم...وقت نکردم
وای خواهرم انقدر نازه!!!!!
حالا اگر تونستم عکسش رو میذارم
حالا برین سراغ خاطره و ماجرا 
فقط ماجراهای مهم و باحال و زیاد رو میذارم :

جمعه :

رفتیم به سینما همراه با دایی حسینم
اول رفتیم دفتر دایی ام و من یک فیلم نامه خیلی جالب خوندم
بعدش رفتیم سینما ازادی و فیلم شاهزاده روم رو دیدیم که درباره مادر امام زمان
بود و خیـــــــــــــــــلی قشنگ بود
بعدش چون حسین کیف پولشو جا گذاشته بود رفتیم دفتر و برش داشتیم
و رفتیم رستوران اواچی و پیتزا خوردیم
و اومدیم خونه

دوشنبه :

همسترم رو بردم مدرسه!

چهارشنبه :

اربعین حسینی تسلیت باد

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است

اس ام اس اربعین سری 2


پنجشنبه :


دوستم برام یک چوب اورده بود

اون رو نقاشی کردم

و باید داستانم برای نمایشگاه مینوشتم

نوشتم

بعدا براتون میذارم


جمعه :


1- نی نی رو بریدیم حموم

2- خودمم رفتم حموم

3- جلد داستانمو درست کردم


اینم یکی دیگه از نقاشی های ریزه میزه و سیاه و سفید من :


خداحافظ شرشرا




  
چهارشنبه 11 آذر 1394 | 03:46 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()