تبلیغات
یادداشت های شیدا - 23 تا 26 اسفند 94
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله

تــــــ+ــــالـار لوازم تـحریر دخــترونه(ویژه مـدرسه) 1
سلام دوستان
مثه اینکه از سبک نوشتنم استقبال زیادی شده!



ふんわり、かわいい のデコメ絵文字اتفاقات و ماجراهای 23 تا 26 اسفند 94ふんわり、かわいい のデコメ絵文字

من الان رفسنجونم!!!
شنبه پیکم رو گرفتم!
فکر کنم خانوممون پیکمون رو از اینترنت دانلود کرده!
نوشتنی هاش زیاد نیست و بیشترش فعالیته!
یکم انجام دادم اما فعالیت هاش واقعا سخته
مثلا گفته :
بروید از مکان های مختلف خاک بیارین
بذارین تو اب ..اون کارش و این کارش کنین
و از سافی رد کنین و با کاغذ ph ازمایشش کنین
و ببینین اسید داره یا نداره!!!
(یه سوال ! سافی رو اینطوری مینویسن؟ )
مارو علاف گیر اوردن! ما تو عید وقت سر خاروندن نداریم
چه برسه بریم خاک بازی کنیم!! والا
یکشنبه که تعطیل بود به خاطر شهادت حضرت فاطمه
رفتیم تجریش : شلوارم که خیلی دراز بود رو کوتاه کردم
و یه بلوز نخی گل دار صورتی که خیلی نازه
و یه پیراهن استین حلقه ای قرمز که گلدوزی های قشنگی روش داره
خریداری فرمودم ..اهان یه تل سر صورتی هم خریدم!!
وای الان من عذاب وجدان دارم!!
به خاطر اینکه از دوستم رویا میخواستم برم مسافرت
خداحافظی نکردم! وای دیگه ام وقت نشد بهش زنگ بزنم
چون رویا مامانش مجبورش کرده تا چهارشنبه بره مدرسه!
امروز باید بهش زنگ بزنم!! هر طور که شده
پرواز رفسنجون صبح بود
قبلا دخترخاله مامانم به مامانم گفته بود ما سه ساعت قبل رفتیم
دیر رسیدیم! ما هم ساعت 5:45 بیدار شده
و اماده کردیدیم! ساعت 6:30 هم اژانس اومد
و ما ساعت 7 به فرودگاه رسیدیم!
به نظرتون پروازمون ساعت چند بود؟
9 صبح!
ما نشستیم تا هواپیما
تو هواپیما نصف راه رو خوابیدم و بیدار شدم
و صبحانه هواپیما رو خوردم
وقتی رسیدیم، دایی سعیدم اومد دنبالمون
و الانم در خدمت شما
دایی هام یه پرنده پیدا کردند
که به احتمال زیاد یه شاهینه
خیلی قیافه ترسناکی داره!
پنجشنبه یعنی فردا مهمونی هست!
وای بصیرا و سارا هستن
هـــــــــــــــــــــــورا!!!
من و این همه خوشبتی محاله ! محاله!!
حالا دیگه این مطالب تمومه!!!تمومه!!


حالا میگم خداحافظ!!خداحافظ!!



پیش نویس : جشن نوروز در راه است...دلتون رو اب کردم!
مهمون ویژه همه هستند


نتیجه: هیچ وقت بدون خداحافظی از دوست صمیمی تون مسافرت نرین:(


  
چهارشنبه 26 اسفند 1394 | 03:17 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()