تبلیغات
یادداشت های شیدا - 2 تا 5 فروردین 95
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله
تــــــ+ــــالـار لوازم تـحریر دخــترونه(ویژه مـدرسه) 1

気持ち のデコメ絵文字سلام شکلاتی های عزیز من!気持ち のデコメ絵文字
خب خاطراتمو تمام نوشتم!
راضی باشید.


 
気持ち のデコメ絵文字اتفاقات و ماجراهای 2 تا 5 فروردین 95 気持ち のデコメ絵文字

دوشنبه شب تو هتل باغ مهمونی بصیرا اینا بود!
قرار گذاشتیم اون پیراهن های شبیه به همون رو بپوشیم
هممون برای مهمونی کلی ذوق داشتیم
وقتی رسیدیم هتل باغ بصیرا و پارسا اومده بودند
رفتیم هتل باغ رو گشت زدیم
از روی پل هاش گذشتیم و دور دور کردیم
مهمونی تو 5 تا الاچیق شبیه به اتاق بود
2 تا برای مرد ها و 2 تا برای زن ها!
اون یکی هم اضافه گرفته بودند اگر مهمونا جا نشدن
بعد سارا اومد و ما رفتیم تو اون الاچیق خالیه
و پرنسس بازی کردیم
بعد دوباره رفتیم گشتیم زهرا فندقی هم اومده بود
ما فقط همش داشتیم هتل باغ رو دور دور میکردیم
اونجا نمایشگاه سفره هفت سین داشتن
و ما اون نمایشگاه رو دیدیم
شام خوب بود!
چون مرغ نداشتن و به جاش گوشت بود!
و این عالی بود :)
بعدشم خداحافظی کردیم و رفتیم
سه شنبه مهمونی مامان بدری ( مامان بزرگم ) بود.
تو تالار فرهنگیان 
فرشته و مهشید اینا هم بودن
بصیرا و سارا و زهرا و پارسا هم بودن
اول میوه خوردیم و بعد یه عالمه قایم موشک بازی کردیم
بعد هم ناهار پلو مرغ ( بازهم پلو مرغ !! ) خوردیم
و به خونه هامون رفتیم ..بعد شبش به خونه مامان بدری رفتیم
و عمو علی ام بهم یه عروسک بامزه و عمه ام هم یه ماکت بهم دادند
و من کارتون خیلی جالبی دیدم به نام ( شازده کوچولو )


気持ち のデコメ絵文字معرفی انیمیشن شازده کوچولو気持ち のデコメ絵文字

واقعا جالب بود و با کتابشم فرق داشت
خلبانه پیر شده بود و خانواده یه دختری
همسایه اون خلبانه بودند و دختره داستان
شازده کوچولو رو میخونه و....
بقیه شو نمیکم!!
من به این کارتون از 5 ستاره
5 ستاره میدم
من از سایت مینی تونز این کارتون رو با دوبله فارسی
دانلود کردم....میتونین سرچ کنین مینی تونز تا سایت بیاد
و یا میتونین از لینک زیر مستقیما برید


چهارشنبه مهمونی خاله مامانم و دخترخاله مامانم ازاده بود.
که توی تالار عقیق بود
و ما اول میوه خوردیم و بعدش رفتیم تو حیاط
بالون سواری!!!
حالا بالون سواری چیه؟
چادر هامون رو محکم میگرفتیم و چون خیلی باد میومد
میدویدیم و چادرامون پر باد میشد و خیلی باحال بود!
بعد هم یه عالمه قهوه ( منظور قهوه نوشیدنی نیست! ) خوردیم
قهوه به پودر های چند خوراکی میکن
مثلا قهوه پسته داریم که خیلی هم خوشمزه اس!
و کلا انواع قهوه توی استان کرمون موجوده!
و تهران هم نیست!!!!
ناهار رو اوردن و جوجه کباب بود
وای اخ جون جوجه کباب :

من در حال خوردن جوجه کباب

در حال خوردن پلومرغ !

در اخر هم اومدیم خونه
و شام هم من هات داگ بدون سالاد کلم محبوب خوردم!
وای قراره جمعه بریم قشم و بندر عباس!
همسترمو نمیتونم ببرم
به خاطر همین میخوام بدمش تو این چند روز 
به عمو هام تا برگردیم.
خب دیگه خاطراتم تموم شد!
気持ち のデコメ絵文字خداحافظ شکلاتی ها !気持ち のデコメ絵文字


پی نویس : وقتی بصیرا و سارا من رو میبینن تو مهمونی!

نتیجه : بالون سواری سبب سرماخوردگی میشه!



  
پنجشنبه 5 فروردین 1395 | 06:08 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()