تبلیغات
یادداشت های شیدا - خاطرات و ماجراها و عکس های 26 خرداد تا 2 تیر 95
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله
http://s3.picofile.com/file/8232424268/13T42204410320_1A305.jpg

سلام بادکنک های عزیز!
بفرمایید
خاطرات
+
عکس های فارغ التحصیلی

راستی وب قبلیمو دوباره راه انداختم :



یکشنبه معلم عربی ام اومد
و 5 ایه بقیه سوره شمس
+
چند کلمه عربی و ....
یاد گرفتم!
مشق هم زیاد تر از قبل!
4 صفحه تمرین + حفظ 5 ایه 

کلاس دوشنبه های من و رویا
افتاد چهارشنبه ها
دوشنبه به مهمونی برفتم!
مهمونی افطاری زنونه
رفتیم اتاق حلما و وسایل اشپزی شو برداشتیم
و رستوران زدیم!!!! رستوران کلبه
من شدم سر آشپز رستوران
یاسمین شد صندوقدار رستوران
نورا و کیمیا شدند گارسون و کمک آشپز

منوی رستورانمون هم شامل! :

ماهی بزرگ
ماهی قرمز کوچیک
تخم مرغ
چای
قهوه
سالاد ( با قطعات لوگو )
سیب زمینی  ( با قطعات لوگو زرد )

اون ماهی قرمز کوچیکمون منو کشته!!
بعد از اینکه افطار شد..افطاری خوردیم و دوباره رستوران رو باز کردیم.
غذا هم اماده کرده بودند که ببریم..
اخرش هم بابام اومد دنبالمون..

سه شنبه باز رفتیم مهمونی
زنونه و مردونه جدا بود و راحت بودیم
تو این مهمونی من فقط با یاسمین بازی کردم..اونم همینطور
هلیا و کیمیا به شدت خودشونو لوس کرده و گرفته بودن
 ما هم باهاشون بازی نکردیم! اونا هم دلشون نمیخواست که با ما بازی کنن خب!

چهارشنبه که امروز باشه
رویا اومد و باز خیاطی و دوخت و دوز
و مشقای زیاد که شامل 7 تا طرح دوخته
5 تا رو در 2 روز
1 طرح هندونه سخت باز در 2 روز
1 طرح پروانه باز سخت هم در 2 روز
باید انجام بدیم :/

بعد تموم شدن خیاطی هم
 با رویا چندتا دابسمش باحال درست کردیم..


عکس خاطره های فارغ التحصیلی

راستی عکسای فارغ التحصیلی مو ریختم تو لپ تاپ
فقط دو تا از این عکسا تو اینستا گرام موجودهه

این عکس موقع تحویل لوح مدرسه
وسط من هستم، سمت راست خانوممون،سمت چپ خانوم مدیرمون

این عکس من و خانم زبان مون!
 از بهترین و دوست داشتنی ترین معلمایی که داشتم!

من و وانیا یا همون هیکل خودمون!

من و رویا!!! دوستان اهل دیوونه بازی!!

من و خانم برندک  در سمت راست ( معلم پرورشی )  و خانوممون  در سمت چپ 

سه دوست صمیمی!
من در وسط،سمانه در سمت راست و رویا در سمت چپ


خب دوستان فعلا خداحافظ!



  
چهارشنبه 2 تیر 1395 | 12:27 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()