تبلیغات
یادداشت های شیدا - مرور خاطرات
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)

از سمت چپ رویا،خودم و سمانه - جشن فارغ التحصیلی کلاس ششم


یکی از قشنگ ترین لحظه های زندگیم وقتی بود که داشتم پست هامو از اول مرور میکردم،وقتی نگاهشون میکردم خیلی خنده ام میگرفت سبک نوشتنم ساده بود و البته کودکانه! 
ماجراهام خیلی زیاد بودن،کنسرت گروه دیریب دوروب که چه اداهایی از خودمون در نمی اوردیموقتی که گوشامو سوراخ کردم عروسک السام  پرنسس بازیامون تو مهمونی و عروسی همسترم دختر لوس کلاس نقاشی  خواب های خنده دارم همکلاسی و معلمای های قدیمی پسربچه شیر مانند و سه جنگجوی دختر دابسمش بازیشهربازی رفتنامون و....

هیچوقت اون لحظات تکرار نمیشن و من دلم برای خاطره هام بیشتر تنگ میشه،وقتی که می خوندمشون احساس میکردم که خیلی بزرگ شدم و خیلی هم تغییر کردم :| چقدر دوست دارم اون لحظات دوباره تکرار بشن و من هم دوباره مثل کلاس چهارمی ها بنویسم :) 
من با 16 صفحه وبلاگ و 160 تا مطلب همه این خاطراتو پشت سر گذاشتم..واقعا خوشحالم جایی بود که این لحظات خوشمو توی جایی ثبت کردم و برام موندگارن ...امیدوارم آینده ام پر از خاطره های خوش باشه.

چرا من انقدر افسوس گذشته رو میخورم نمیدونم ولی واقعا نمیخواستم انقدر زود بزرگ شم :( 


  
شنبه 31 تیر 1396 | 01:43 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()