تبلیغات
یادداشت های شیدا - تیکه کلام های بچگیم :)
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
سلام

فکر کنم چشمتتون زدم وقتی گفتم که ممنون از نظرات فراوانتون :|
وقتی مامان داشت کتابخونه رو مرتب میکرد،یه دفتر پیدا شد که بابام حرفایی که بچگی میزدم رو نوشته بود..منم گفتم بیام بنویسمشون،چون خیلی خنده دار و جالبن

نایت اسکین

قبلا که برنامه کودک  میدیدم،وقتی که میکروفون رو میگرفتن و بچه ها میگفتن به نام خدا من یه چیزی میگرفتم جلوم میگفتم بنگام!

نایت اسکین

شیدا به عجیب غریب میگه » عجیب بریق «
وقتی میخواهد برخی از کارهایش را توجیه کند میگوید : آخه می دونی..


نایت اسکین

دلیلی برای وجود بابا! ( تیر 87)
سر به سر شیدا گذاشتم، به مامانش گفت بال بال ( به بابام میگفتم بال بال ) منو اذیت میکنه، مامانش گفت عصر میریم کنار رودخونه بال بال رو می اندازیم توی آب تا آب ببردتش اینقدر تورو اذیت نکنه. شیدا گفت: اون وقت تو می تونی برام سی دی بزاری؟

نایت اسکین

دیکشنری شیدا
کبردن : کمربند
باغ احش: باغ وحش
حلاط = حیاط
جوقه قیتی = جوجه تیغی
بنجنس = بدجنس
تنبیل = تنبیه
خرقزه = خربزه
لوزوبیا = زولوبیا
دسکات : دستکش
پیس : اسپری شیشه شور
شهرند = فروشگاه شهروند

نایت اسکین

مامان یه قدی بیا : بعضی وقتها که با مامانش کار دارد این جمله را به معنای یه دقیقه بیا میگوید.
مامان بابا منو شوت کرد : وقتی بغلش می کنم و پرتش می کنم روی تشک تخت برای شکایت از من این جمله را با گلایه به مامانش می گوید.

نایت اسکین

خانم های قطاری : شیدا در خانه یکی از اقوام در یکی از کانال های ماهواره ای فشن لباس زنانه دیده که خانم ها به ترتیب با لباس های مختلف و پشت سرهم از جلوی جمعیت رد می شده اند چون مثل قطار به دنبال هم میرفتند، شیدا به آنها می گوید خانم های قطاری

نایت اسکین

شیدا دوتا اسکناس درشت برداشته بود و می خواست در صندوق صدقه بیاندازد مامانش گفته بود ، برای چی می اندازی تو صندوق؟ شیدا گفته بود آخه خدا خیلی دوست داره پولدار بشه!

نایت اسکین

مامانم برای اینکه من برم دستشویی میگفت که اگر نری دستشویی کیسه صورتی توی دلت میترکه و به جاش کیسه سیاه میذارن!



  
شنبه 25 شهریور 1396 | 01:03 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()