تبلیغات
یادداشت های شیدا - ظهور دوباره شیدا :|
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
Related image

سلام بر رفقای گرامی :)
من نه مرده بودم..نه رفته بودم زیر ماشین..دزدی ام نکرده بودم که برم زندان..عروس نشدم که شوهرم نذاره بیام وبلاگم ( آخه به این زودی؟ این چه فکریه..خوانندگان گرامی!)،سرطانم نگرفتم که تو بیمارستان باشم ( میدونستید سرطان نتیجه تقسیم سلولیه که بدن نیاز نداره؟برگرفته از عالم کتاب علوم هشتم..شیدا اسدی ) ، بابامم ( خدا نکنه ) نمرده که برم کار بجاش،مدرسه مون هم سختگیر نیست که نذاره وبلاگ بنویسم..وبلاگمم لو نرفته خدا رو شکر بین بچه های مدرسه مون،وبلاگ دیگه ای هم ندارم....فقط 1-حال نداشتم :| 2-لب تابم خراب شده و الان دارم با لب تاب بابام مینویسم...الان ولی حال دارم :|

...................................................................................

" اتفاقات کلی"

( ت ) دوست پارسالیمون رفت ، من و ستاره توی یه کلاس نیستیم :/ ولی تو زنگ تفریح کلا باهمیم..بجز من و ستاره یه نفر دیگه به گروهمون اضافه شده که اسمش مانا ست :) دختر بانمک و خوبیه ، قیافش شبیه عروسک های فانتزیه :)

به جای معلم ریاضیمون،خانم اردستانی ماهمون ( معلم دینی )، خانم همتی معلم باحال عربیمون،خانم تهرانی معلم سوتی ده ادبیاتمون، معلمای جدید اومدن...معلم ریاضیمون خانم غ قبلنا معلم مدرسه مون بوده و خیلی خانم خوب و مهربونیه،خیلیم خوب درس میده..معلم دینی مون خانم آ ،جوون ترین معلم مدرسه مونه..روز اول که دیدمش فکر کردم شاگرد جدید مدرسه است،روپوش مدرسه رو نداره ! فک کنم کلا 24 سالش باشه،خیلیم خوشگل و نازه..خوبم درس میده ولی نه بهتر از خانم اردستانی،معلم عربی مون خانم م ف..خوب درس میده ولی مثه خانم همتی اصلا نمیشه..خانم همتی به قول خودش شیطون بود،خیلی باحال بود!..معلم ادبیاتمون..وای خدا..خانم ن..پدر مارو همون روز اول دراورد،خیلی سختگیر،خیلی بد امتحان گیر..یه بار یه کلمه رو تو دیکته تکرار نمیکنه و خیلی بد امتحان میگیره،خیلی مشق بده..و کلا خیلی غرغرو :/ به جای معلم تفکر پارسالمون خانم و که هم مشاورمون بود هم خیلی باحال بود یه معلم دیگه اومده..معلم بدی نیست ولی بیشتر بهش معلم دینی میخوره تا تفکر..ولی من دوسش دارم..

همون که خانم سرمست معلم عالی و پرفکت علوممون باقی مونده جای شکر داره :)

من توی کلاس 801 ام...کلاس ما از کلاس 802 شلوغ تره :| 28 نفریم..4 نفرمون جدیدن...بقیشون بیشتری ها از کلاس 702 که من بودم و باقیشونم از کلاس 701 اند..متاسفانه یا خوشبختانه بچه های شلوغ تو کلاس ما افتادن..خوبیش اینه که کلاسمون باحال تره،بیشر توش خوش میگذره :)
تو کلاس معمولا با نازنین،صدف،مهدیه و یکی از شاگرد جدیدامون که دوست ماست و اسمش شرمیلاست حرف میزنم،اسم مستعار شرمیلا ( شرمن) هه و ما با این اسم صداش میزنیم.
به جز شرمن،سه همکلاسی جدید دیگه داریم..صبا،ساحل و محیا....محیا هم که کلا پسر کلاسمونه..موهاش پسرونه است..لباسای حالت پسرونه ام میپوشه..صداشم که کلفته :)

تو سرویسمون هم باز ستاره با یه سرویس دیگه است...من و صدف و یک نهمی که اسمش ثناست و یه هفتی به اسم هانیه توی سرویسمونیم. چون ستاره نیست من و صدف رو از هم جدا کنه ما همش تو سرویس داریم باهم دعوا میکنیم..یا خیلی زیاد حرف میزنیم و بیچاره نهمی از دست ما خل شده.

اردو هم که مارو یه کاخ سعد آباد بردن..رفتیم یه دوتا کاخ دیدیم اومدیم...یه سه چهار تا توریست خارجی ام بودش که فک کنم از دست ما خل شدن..:/ 
اردو مشهدم بردن که من دیگه حال نداشتم برم..خوش میگذشت ولی به ریسکش نمی ارزید..
تو علوم  هم سر درس 7 و 6 بچه هامون همش میخواستن از خنده بترکن،دوست داشتم بزنم پس کله شون بگم اینم درسه خب پلشت!
کلاسمون رو یه بار بردن همه رو دفتر مدیر و سه ساعت داشت نصیحتمون میکرد...تازه تعهد هم دادیم :|
ادبیات امسال تاحالا انقدر پایین نشده بودم...بیشترین نمره مون تو امتحان نیم ترم 17 بود که من شدم 15/25 :|
سرگروه نصف درسا من شدم و دارم خل میشم..سرگروه علوم،ادبیات،دینی،ریاضی،مطالعات :/
تیم والیبال مدرسه مون رفت مسابقه و باخت :|
و مهم ترین خبر که قبلا بهتون نگفته بودم :
داداشم بدنیا اومد
میدونم شکه شدید ولی بله،من بدبخت شدم..3 تا بچه :)
اسم نداره فعلا...الان 10 روزشه...اسم پیشنهادی دارین اعلام کنین :|
عکسشم بعدا میذارم...فعلا خداحافظ که من برم واسه امتحان دینی بخونم :/
از این به بعدم سعی میکنم هر هفته پست بذارم :|

پی نوشت : فاز اینایی که به جای مدرسه مینویسن مد چیه؟ نوشته بود وای بدبخت شدیم مد داره شروع میشه..فک کردم نوشته مُد،3 ساعت داشتم فک میکردم چه مدی داره میاد که انقدر بدبختی میاره :/ 


  
چهارشنبه 29 آذر 1396 | 03:21 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()