یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
نمیدونم بقیه هم مثل من عملکرد ذهنشون اینطوریه یا نه،هر وقت با بقیه حرف می زنم یا کاری انجام میدم که بعدش پشیمون می شم تا خیلی وقت یادم میمونه و همش بهش فکر میکنم، به خودم میگم یعنی اون موقع درباره من چی فکر کرده طرف،نظرش درباره من تغییر کرده یا نه، اگر تغییر کرده خوب بوده یا بد و.....
میدونم که خیلی هم عملکرد مزخرفیه،چون باعث میشه همش به دنبال این باشم که بقیه ازم راضی باشن و نظرشون در مورد من خوب باشه اما این عملکرد توی مدرسه تاثیر خوبی داره و باعث شده درسخون بشم و همیشه معلما ازم راضی باشن و در واقع بشم سوگولیشون :/ البته هیچ وقت دلم نخواسته همش صدام کنن و توی مرکز توجه باشم، همیشه دلم میخواد خیلی معمولی باشم ولی نمیشه!
عجیبش اینه که خاطره بی اهمیت یادم میمونه ولی بهترین خاطراتم یادم نمیمونه ! 
کلاس دوم بودم، داشتیم درس فارسی رو روخونی میکردیم و من منتظر بودم نوبتم شه، یک نفر داشت خط های آخر درس رو میخوند، با خودم گفتم که الان این خط هارو میخونه و نوبت من میشه که از اول درس بخونم، پس صفحه هارو به اول درس برگردوندم ، خانممون گفت بخونم ، از اول درس شروع کردم به خوندن که یک دفعه بچه ها و معلممون گفت که صفحه های بعد و آخر درسه..
واقعا نمیدونم این اتفاق مسخره تا الان چطور یادم مونده ، چرا آخه باید این خاطره مسخره یادم بمونه آخه :|



  
دوشنبه 18 تیر 1397 | 12:39 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو