تبلیغات
یادداشت های شیدا - مطالب تئاتر و نمایش
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)

سلام گلی ها !
بفرمایید بخونین خاطراتمو
........... متنفرم
جای خالی رو پر کنید  
جالب ترین تو پست بعدی معرفی میشه ها !


سه شنبه :

نمایش تمرین کردیم دیگه
هفته دیگه جشن اجرا داریم مثلا
خانوممونم مشق نداد به جاش گفت داستان اندیشمند کوچکو بنویسیم
که من از قبل نوشته بودم و راحت


چهارشنبه :

3 تا از بچه هامون غایب بودن
نمایشگاه دهه فجرمون رو چیدیم
نمایشم اجرا کردیم.
وب سفارشیم یه سفارش ست گرفتم!
وای که چقدر سخته!!!
یه عالمه کار........وای


پنجشنبه :

صبح دیدم دایی سعیدم اومده!
هورا!!!
اول صبح رفتم حموم !
و ظهر با دایی سعیدم رفتم تجریش و اینارو خریدم :
پتوی چند تکه صورتی و گل گلی !
داییم برام خودش یه مجسمه خرید!
بعدشم رفتیم ساعتم که شکسته بود درست کردیم
و اومدیم خونه و ناهار خوردیم
عصر با دایی سعیدم و دایی حسینم و یکی از فامیلامون رفتیم
برج میلاد جشنواره فیلم فجر....دو تا دایی هام کارت داشتند 
که میتونستند همه فیلمارو ببینن ...اما من مهمان ویژه فیلم نفس بودم
اخه عموی مامانم ( ابوذر پورمحمدی ) تهیه کننده فیلم نفسه
بچه هارو راه نمیدادن
تا اینکه یکدفعه من شدم دختر تهیه کننده !!
هههههههه
الان دبیر جشنواره فیلم فجر منو میاد میکشه !!
و رفتم تو!!!!
با سه بازیگر عکس گرفتم :
گلاره عباسی..سروش صحت و اون یکی هم فکر کنم فامیلیش کامیایی یا همچنین چیزی بود
فیلم نفس بد نبود
یعنی موضوع خاصی نداشت فقط داشت زندگیه یه دخترو نشون میداد
و اگر بخش هاییش هم حذف میکردند هیچ مشکلی پیش نمیومد!
فقط وسط یه انمیشن هایی داشت بامزه بود
اسمشم که فقط پدره دختره تنگی نفس داشت و اگر نه که اصلا ربط نداره!

پست بعدی عکسامو میذارم


جمعه :

من جایی نرفتم



شنبه :

کارهای همیشگی


یکشنبه :

سه شنبه تو مدرسه جشن داریم و کارهای مدرسه


دوشنبه :

هیچی !


خداحافظ


  
یکشنبه 18 بهمن 1394 | 04:51 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام گل های نیلوفر ابی!
گفتم که میام اومدم


جمعه :

فیلم ساعت 12 بود
و ما ساعت 10:30 راه افتادیم
و ساعت 11:30 رسیدیم
اول رفتیم پفیلا گرفتیم...بعدش ذرت مکزیکی و بعدشم سیب زمینی!
سالن کوروش خیلی خوبه انقدر شیب داره کله ی ادمی نمی افته جلوت
فیلمش خیلی خیلی جالب بود
درباره مینیون ها بود و از اولی که مینیون ها بودن شروع شد
خیلی قشنگ بود......حتما برین ببینین.
جمعه...ساعت 12...سینما کوروش


شنبه :

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد


یکشنبه :

خیلی ضد حال بود سه روز بعد تعطیلی بری مدرسه
اتفاقی نیفتاد.....اهان چرا یادم اومد
مجبور شدیم یک سرود مسخره انگلیسی بخونیم
اسمش لوک ات می بود......
اونم جلوی بازرس...بعدشم بازرس گفت سه تا از مشکلای مدرسه تون رو بگید
ما 300000000 گفتیم
رنگ معلما و مدیر مثل گچ سفید شده بود!


دوشنبه :

چیز خاصی نشد
تازه خیلی مشق کم داریم


بای بای



  
دوشنبه 23 آذر 1394 | 05:12 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام سلام
حبوبات عزیز من!
عدس ها..لوبیا ها..نخود ها..و کلا همه!
panda
من دویستا ماجرا داشتم
نه انقدرم دیگه نداشتم:

1- امروز سرودمون رو اجرا کردیم
لباسامون به شکل پرچم ایران بود
من قرمز بودم
به نظرم عالی اجرا کردیم!
ما این سرود رو اجرا کردیم
Jazz Bassالبته ما دختر بودیم!Jazz Bass
[]
panda
2- امروز تو مدرسه مون به خاطر روز دانش اموز جشن بود
ما سرودمون رو تو جشن اجرا کردیم
در ضمن بکم خیلی جایزه بیخودی دادن
یک پاک کن فشاری مسخره چینی
اصلا زیادی به نظرتون هدیه بزرگ و جالبی ندادن
واقعا که!
این همه تو مدرسه جون میکنیم
اخه اینم شد جایزه
دستتون درد نکنه!
panda
3- بعد جشن یک گروهی به نام عرفان اومد تا ساعت 12
برامون درباره اخلاق و همدلی و از اینجور چیزا صحبت کرد
هم یک چیزی یاد گرفتیم...هم از زیر درس در رفتیم!
panda
4- بعد سرود مامانم اومد دنبالم
رفتیم خونه مهرانا خانوم 
مهمونی زادمون!
وای قربون این مهرانا خانوم برم من
الهی قربونش برم من!
panda
5- ای سرویس تنبل ..بیخاصیت...مسخره...یارو!
صبح نیومده دنبال ما!
یعنی چی!
ما یخ زدیم!
تازه خیلی طلبکارم همیشه هست
که زود بیاین و یک دقیقه دیر برسین میرم!
یارو تنبل و بی خاصیت!
همیشه هم گوشی مسخره اش خاموشه!
panda
6- اگر من فردا نرم سورتمه
میمیرم
الان 3 هفته اس دوباره میخوام برم سورتمه
هی نمیشه!!!!
تف به این شانس!
panda
7- سروده ای از شیدا اسدی یعنی خودم براتون نوشتم:
کپی هم ممنوعه
خودم خب شاعرشم 
نمیشه که:

روزی در موزه:

Jazz Bassادم روزه....دم موزهJazz Bass
توی موزه...یک دونه کوزه
توی کوزه...یک دونه لونه
توی لونه...یک دونه جوجه
زیر موزه...پر از لوله
توی لوله ها...پر از ابه
توی اب ها...پر از پونه

دویست هم قافیه پیدا کردم تا اینو سرودم!
از خداتون باشه
به من میگن : شاعر
panda
8- لغت نامه رفسنجونی:

نویسنده: شیدا اسدی
درس دوم : تمیز کاری!

دولخ!!= گرد و خاک
کت! = سوراخ
ور هم شور !!= نا مرتب
panda
9-دستم درد گرفت
بسه دیگه!

گودبای حبوبات!




  
چهارشنبه 13 آبان 1394 | 08:10 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


顔文字 のデコメ絵文字سلام درختای البالو ها !顔文字 のデコメ絵文字
واــــــــــــــــــــــــــــــی
خــــــــــــــــــــــــــــیلی
خوشحالم 
بگم چرا؟
顔文字 のデコメ絵文字چون نصف برو بچ کلاسمون اومدن به وب عزیز دردونه من顔文字 のデコメ絵文字
وب من متعلق به شماست
نه ببخشید اشتباه شد از اول شروع میکنم
وب من متعلـــــــــــق به هــــــــمه است
حالا درست شد
خب خب داشتم میگفتم
دیشب رفتیم تئاتر
اسمش بود
کدو زری
یک نمایشی جالبی بود که نگو و نپرس
تازه اگر بدونید نویسنده اش کی بود 
راضیه برومند!
خواهر مرضیه برومند!
مرضیه برومند = شهر موش های 2
این اطلاعاتی که الان دارم مینویسم از پوستر نمایش است
و از هیچ جا کپی نیست:

顔文字 のデコメ絵文字کدو زری顔文字 のデコメ絵文字
کارگردان: محمد اعلمی
نویسندگان : راضیه برومند و گیتی مرتضوی
با حضور برترین عروسک گردانان ایران :
فروزان بهرامپور....سلمان فرخنده...محمد لقامیان
علی اعتصامی فر....مینا رمضانی...حامد زحمتکش
موسیقی: علی بی نیاز و سیاوش عظیمی
طراح دکور: علی اعلمی
طراح عروسک: علی اعتصامی فر
ساخت عروسک : علی اعتصامی فر و علی اعلمی
طراح لباس : زینب اعلایی و پریسا نعمتی مقدم و نگار خزایی
دستیار کارگردان: حامد زحتمتکش
طراح پوستر: احسان نصرتی
با سپاس فراوان از:
خانم مرضیه برومند..خانم مریم سعادت..خانم زهرا صبری..و اقایان حسن بهرامی و خالد ساکان

4 تا 24 مهر 1394
ساعت اجرا : 8 شب
مکان : فرهنگسرای نیاوران
نشانی: خیابان پاسداران.بعد از سه راه اقدیسه.روبروی پارک نیاوران

خب من میخوام امتیاز خودم نسبت به این نمایش بگم
من به این نمایش از 
 امتیاز میدم

حالا بریم سراغ خاطرات مدرسه
صبح که دیر رسیدم
چون سرویس تصادف کرد و نیومد دنبالم
و بابام هم دیر رسوندم مدرسه
زنگ اول امتحان ریاضی داشتیم....اون از مسائل و فرمول های پنجم
من بخش پذیری رو نخونده بودم
و 10 عدد غلط داشتم
خب الان این غلطا تقصیر منه؟
نه ایا تقصیر منه؟
اینا همش تقصیر ریاضی مسخره و پیچیده و .... است
اینو همه تایید میکنن
بعدشم چیز خاصی نیفتاد
راســــــــــــــــــــــــــتی
از دستتون
بــــــــــدجوری عــــــــــــصبانی هستم
این نظر سنجی که گذاشتم
به نظرتون من بدجنسم...لوسم...بد اخلاقم
نه تورو خدا؟
الان من کجاست بدجنسم....خب میگم دوست دارم اون دختر لوسه رو بزنم
خب چون لوسه دوست بزنمش
و اگر نه مگر من بدجنسم....نه تورو خدا؟
ایا من لوسم نه به من جواب بدین من لوسم
من خودم از بچه لوسا متنفرم...چطوری لوسم
نه تورو خدا؟
به نظرتون من بد اخلاقم؟
الان من چه بدی در حق شما کردم
اخه این رسم رفاقته
نه تورو خدا؟
والا من رو باش دارم برا شما مینویسم
والا!

خب درختای البالو
راستی چرا نظر نمیذارین!
که من بفهم شما از برو و بچ کلاسم هستین یا بر و بچ وبلاگی
نظر بذارین دیگه!
بای



  
شنبه 11 مهر 1394 | 05:13 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()