تبلیغات
یادداشت های شیدا - مطالب ابر تعطیلی
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
سلام گل های قرمز!
من خــــــــــــــــــــــــــیلی خوشحالم
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون
من عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ شدم
به والا 3 بار دعوت نامه فرستادم تا قبول کردم
خیلی باشگاه سختگیریه و هرکی رو نمیپذیره
من یه فـــــــــــــــــرد ویژه هستم!
احیانا میتونین تبریک بگین !
( من چه دختر پرویی هستم.خاک به سرم! )



یکشنبه :

صبح با ترس و لرز و نگرانی بنده شروع شد
چون که بنده چند روز نبودم و خانوم درس علوم رو داده بود
و میخواست بپرسه و من هرچی خونده بودم هیچی نفهمیده بودم
به خاطر همین داشتم از استرس میمردم! خانوممون زود اومد
اول سوالا و مشقامونو گرفت و دید....بعد درباره اینکه ما اصلا جابرمون رو درست نمیکنیمو
از این حرفا زد و گفت که باید تحقیق کنین و ...
و گفت که من بهتون اجازه میدم که دو روز نیاین مدرسه و به جاش تحقیق کنین
ما فکر کردیم خانوممون واقعا خودش تعطیل کرده و هی پریدیم هوا
بعد فهمیدیم خانوممون گولمون زده و فردا و پس فردا واقعا تعطیله
اما انقدر خوشحال بودیم که نگو....تازه به جای علوم ازمون هدیه ها پرسید 
و این به نفع من بود...زبان کار همیشگی ها مونو کردیم
وقتی اخر زنگ بود..میس گفت که شاید چهارشنبه نیاد
فکر کنم اون موقع که یه دقیقه میس رو صدا زدن یه خبرایی شده باشه
اصلا به من چه...از خدامونم هست یه زنگ ازاد باشیم
مگه من فضولم؟ ( که هستم! )
زنگ چرتکه....خیلی زنگ چرتیه 
و چیز خاصی هم اتفاق نیفتاد
بعد از مدرسه وقتی اومدم خونه چون ابمون سرد بود و تا چند روز دیگه همینطوری بود
به خونه یکی از فامیلا رفتیم و رفتیم حموم اونجا
بعدش همونجا شاممون رو خوردیم و اومدیم خونه
خیلی شام خوشمزه ای بود!

نتیجه امروز : گول حرفای معلما رو نخورید


دوشنبه :

تا لنگ ظهر خوابیدیم
مشقامونو نوشتیم
کارهامو کردیم


سه شنبه :

No special news !
تعطیل فردا نبود


چهارشنبه :

ضد حال ترین روز تاریخ روزیه که بعد چند روز تعطیلی بری مدرسه!
تحقیقات را تحویل دادیم و شروع به ساخت جابرک کردیم
زنگ اول و دوم : فارسی کار کردیم و و درس قبل رو روخوانی کردیم و خانوممون درس داد
زنگ سوم و چهارم : درست کردن جابرک
زنگ پنجم : هنر و یاد کردن یک نوع پرستکتیو
زنگ ششم : کامپیوتر داشتیم!
زنگ هفتم : ورزش داشتیم و دست رشته که مزخرف ترین بازی ورزشی است بازی کردیم حدود 2 بار توپ خورد تو کله ام ! یکی تو پیشونی ..یکی پس کله ام انقدر کله ام درد گرفت که فکر کردم فراموشی گرفتم !!
زنگ هشتم : زبان درس مزخرف...بازم کله ام خورد به دیوار!

 نتیجه امروز : مواظب کله ای خود باشید!



وفات حضرت معصومه تسلیت باد


  
چهارشنبه 30 دی 1394 | 10:35 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


هلو هلو هلو
هلو ؟
نه خیرم منظورم که این نبود
منظورم : hello-hello-hello
بود!

چهارشنبه :

تعطیل بود تعطیل بود!
من صبح رفتم ازمایش خون دادم
یکمی درد داشت! یک کوچولو
بعدش رفتم با گوگولی خان همستر جناب عالی بازی کردم
بعد اون رفتم تو کار مجسمه سازی
Hippieو 6 عدد مجسمه کوچولو ساختمHippie
تازه بابام داره بهم فتوشاپ یاد میده!
وای راستی اصلا مشق نداریم....................هوووووووووووووووووورا
Jazz Bassخب به خاطر همین بیاین یک اهنگ بنیامین رو گوش کنیم:Jazz Bass


پنجشنبه :

داستان دختری در قلمرو  سوسک ها 
فصل دو...قسمت 5
قسمت اخر!
در ادامه مطالب


پیش نویس 1 : اگر یک دختری خیلی لوس بود..حقشه این طوری بزننش!
gif-anime


پیش نویس 2 : وقتی میبینم نظر زیاد دارم !
anime-laughing-gif-2015

پیش نویس 3 : وقتی میبینم نظر ندارم!
anime-boring-gif





  داستان
پنجشنبه 10 دی 1394 | 10:32 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام شکلاتی های بدبخت!
واسه این بدبخت نوشتم
چون امتحانا شروع شده!
قالب ها در وب سفارشیم دوباره رایگان شد!
ادرس در لینکستان

جمعه :

سینما ای سینما
رفته بودیم سینما!
فیلم قشنگی دیدیم
اسمش چی بود خونه = home

درباره یه موجوداتی بود که میان زمین و انسان ها رو همه به استرالیا میبرن
و خودشون اونجا ساکن میشن
از بین این انسان ها....یکی مونده که نرفته.....
یک دختر که دنبال مادرش میکرده و....

خیلی قشنگ بود
خوش و اب رنگ بود!


شنبه :

روز اول امتحانات ترم!
اونم چی ریاضی مزخرف!
البته من پنجشنبه و جمعه خونده بودم
و بلد بودم فقط یکی رو بلد نبودم :

1- یک چرخی هست مساحتش یه چیزیه و انقدرم میچرخه...همراهش یک چرخ 
کوچیک هست که انقدر میچرخه....مساحت چرخ کوچیک؟
خب اخه سخته.....پرسیدم از بچه ها هیشکی ننوشته بود
هیشکی!

اههههههههههه
انقدر هوا الوده بود!
تعطیل نشدیم بگو برای چی
امتحانای مزخرف!
مرگ بر امتحان

یکشنبه :

امتحان علوم داشتیم
من عاشق علومم!
به خاطر همین کل سوالا رو جواب دادم
دیدم هم تو کتابم کل جواب سوالام درست بود
هورا هورا هورا

دوشنبه :

امتحان ادبیات
بد ندادم.....خوبم ندادم
متوسط دیگه!
رفتم ازمایشگاه یکی از ازمایش هامو انجام دادم
میخواست ازم ازمایش خونم بگیره که بابام گفت ناشتا نیست!
اما باید چهارشنبه برم .........وای!
امروز همش جشن داشتیم
خوردیم و شادی کردیم
جشن عبادت کلاس سومی ها بود
وای فردا تعطیله چه خوب!
هورا!
اما یکم زیاد مشق داریم!

توجه...توجه :

فردا....سه شنبه
جشن ولادت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ( ص )
ساعت 7 ...وب ما!

میهمانان ویژه :

همه مسلمونای جهان!
 

خداحافظ شما 
تا فردا!

پیش نویس : بز بیچاره! ضربه مغزی شد! خدا رحمتش کنه!
nichijou-anime-gif








  
دوشنبه 7 دی 1394 | 04:31 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام چتر های افتابی!
وای
اگر بدونید چی شده
سکته میکنید
حالا برید بخونید تا سکته نکردید
Baby Looney Tunes
یکشنبه :

گفتن که.....مدارس منطقه 1 و 2 فردا به خاطر اومدن
رئیس جمهور روسیه....اقای پوتین ( به همراه واکس قهوه ای شان )
میان و فرداش تعطیله!
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
Baby Looney Tunes
دوشنبه :

تعطیل بود
یک دفعه از دکتر مامانم زنگ زدند
و گفتن:
فردا بیاید بیمارستان
نی نی تون رو در بیارین!

حالا دیگه فکر کنین اون موقعه چه حالی داشتم
فرداش قرار شد من تا ساعت 11 برم مدرسه و امتحانمو بدم و دایی ام
بیاد دنبالم
Baby Looney Tunes
سه شنبه :

به کل مدرسه اطلاع رسانی کردم!
خانوممون امتحان از ما نگرفت که هیچ
به جاش گفت از کل مسئله های کتاب بنویسیم
و گفت تو که چهارشنبه نمیتونی بیای باید زنگ اول بیای امتحانتو بدی و بری
منم گفتم باشــــــــه
بعد رفتیم با دایی ام ناهار خوردیم و رفتیم بیمارستان
واییییی اگر بدونید چه قدر خواهرم گوگولی هست
تازه همه میگن شبیه منه!!!!!!!!!!!!!
واییییییییی

I Love sister
Baby Looney Tunes
چهار شنبه :

رفتم امتحانمو دادم
و رفتیم بیمارستان مامانمو و خواهر گرامی رو بیاریم خونه
منو راه ندادن
و بابام قبض ترخیص گرفت و گفتن یک ساعت دیگه بیاین
رفتیم ماشین رو بردیم کارواش
و بعدشم اومدیم خونه و من موندم و بابام رفت مامانو بیاره
بعدشم که اومدن...بغلش کردمو...نازش کردمو و........
Baby Looney Tunes
پنجشنبه :

1- رفتیم خواهر بیچاره مو واکسن زدیم
2- قراره بریم مهمونی
3- قراره برم حموم
4- اتاقمم مرتب کردم!
داستان رو هم دو قسمت رو جمعه باهم میذارم

Baby Looney Tunes
جشن بزرگ :

I Love sister

در ادامه مطالب






  جشن I LOVE SISTER
چهارشنبه 4 آذر 1394 | 12:14 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()