تبلیغات
یادداشت های شیدا - مطالب ابر داستان دختری در قلمرو سوسک ها
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
هلو هلو هلو
هلو ؟
نه خیرم منظورم که این نبود
منظورم : hello-hello-hello
بود!

چهارشنبه :

تعطیل بود تعطیل بود!
من صبح رفتم ازمایش خون دادم
یکمی درد داشت! یک کوچولو
بعدش رفتم با گوگولی خان همستر جناب عالی بازی کردم
بعد اون رفتم تو کار مجسمه سازی
Hippieو 6 عدد مجسمه کوچولو ساختمHippie
تازه بابام داره بهم فتوشاپ یاد میده!
وای راستی اصلا مشق نداریم....................هوووووووووووووووووورا
Jazz Bassخب به خاطر همین بیاین یک اهنگ بنیامین رو گوش کنیم:Jazz Bass


پنجشنبه :

داستان دختری در قلمرو  سوسک ها 
فصل دو...قسمت 5
قسمت اخر!
در ادامه مطالب


پیش نویس 1 : اگر یک دختری خیلی لوس بود..حقشه این طوری بزننش!
gif-anime


پیش نویس 2 : وقتی میبینم نظر زیاد دارم !
anime-laughing-gif-2015

پیش نویس 3 : وقتی میبینم نظر ندارم!
anime-boring-gif





  داستان
پنجشنبه 10 دی 1394 | 10:32 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام به دوستای گل و گلاب خودم!
وای ببخشید داستانمو دیروز نذاشتم
اینم دلایلش:
1- چون دیروز کل مشقامو نوشتم حالم از نوشتن بهم میخورد
2- حوصله نداشتم
3- حسش نی!
خب من سه شنبه
یک کارتون خیلیـــــــــــ جالب دیدم
که خیلی قشنگ بود
میخوام براتون معرفیش کنم

من این کارتون رو از دوستم رویا گرفتم
انگلیسی دیدم

نام انگلیسی: inside-out
نام فارسی: درون و بیرون
محصول : والت دیزنی- سال 2015
خلاصه:
درباره احساسات هست
توی احساسات یک دختر شادی و غم گم میشوند
و اتفاقاتی میفته....

فکر میکنم دوبله فارسی هم تو اینترنت پیدا شه
سی دی اش هنوز نیومده
میتونین از تو اینترنت دانلود کنید
برای همه گروه های سنی هست

خب شخصیت های احساسات این شکلی هستند
اونی که زرده و موهاش ابی هست احساس شادی هست
اونی که سبزه احساس نفرت هست
اون بنفشه احساس نگرانی هست
قرمزه که دیگه معلومه خشمه
ابیه هم غم و ناراحتی

راستی دیروز سورتمه نرفتم
امروزم نمیریم
تف به این شانس!
اما صبر کنید
شاید بریم سینما
فیلم پدر ان دیگری
من کتاب این فیلم رو خوندم
خیلی قشنگه
خب داستان دختری در قلمرو سوسک ها
فصل دو....قسمت 4
در ادامه مطالب



  داستان
جمعه 15 آبان 1394 | 11:55 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام اشکال هندسه!
وای این اوا من رو کشت!
لقب: آوای قاتل!

ای وای
الانم دوباره میخواد من رو بکشه حتما!
اخه هروز میاد وبم!

ماجراهای این چند روز:

1- توی گروه سرود مدرسه انتخاب شدم....هورااااااا

2- نی نی خواهرم 9 ماه شد!!!!!!!!!

3- سپی ناز = سپیده از مدرسه رفت
رفت مدرسه قبلیش

4- امتحان ترم هامو دارم خوب میدم به نظرم!

5- دایی حسین ام اومد!

6- دلم سورتمه میخواد! من سورتمه میخوام

7- عکس های شخصیت های داستان دختری در قلمرو سوسک ها
در ادامه مطالب

بای




  عکس های داستان
یکشنبه 10 آبان 1394 | 06:00 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام سلام
صد تا سلام

وای دارم از خجالت اب میشم!
وای ببخشید دیروز داستانو نذاشتم!
بذارید بگم چرا نذاشتم:

من ساعت 9 بیدار شدم
بعد دوباره ساعت 12 خوابیدم...اون موقعه من دلم یک کوچولو درد میکرد . بیدار شدم ساعت 3....بدتر شدم....دلم بیشتر درد میکرد
اماده شدیم و رفتیم جمهوری برای خرید نی نی
تو ماشین من خیلی بدتر شدم
تب کردم...سرم خیلی درد میکرد
وقتی پیاده شدیم و رفتیم خرید
خیلی حالم بد شد
و در کل همش حالم بد بود
بعدشم مامانم بهم قرص داد
صبحش خوب شدم!
یادتونه یک بار دیگه هم وقتی پارسا اینا اومدن خونمون این طوری شدم!
صبحش خوب شدم!
دوباره همون طوری شدم
راستی خریدایی که اونجا خریدیم:
کریر بنفش با گل های صورتی...خیلی نازه
تشک و بالش به شکل خرس...کرم و صورتی....خیلی خوشگله
پتوی صورتی.....خوبه

وای راستی انقدر مشق رو سرم ریخته که نگو و نپرس
دیروز مریض بودم 10 تا از سوالای ریاضی رو نوشتم..بدون جواب
در کل باید 30 تا سوال ریاضی با جواب بنویسیم
کل درسای شنبه رو هم بخونم
حالا اجازه دارین به من بگین بدبخت بیچاره!
اخ یک بد شانسی دیگه هم اوردم
فلشم ویروسی شده...دادم خانم کامپیوترمون درستش کنه
حالا خوشبختانه...پروژه هامو تو کامپیوتر سیو کردم
خب دوباره الان اجازه دارین به من بگین:
مریض بدبخت بدشانس بیچاره
وای یک بدبختی بزرگ دیگه هم دارم
شنبه امتحان ریاضی داریم
منم که میدونین از ریاضی متنفرمممممممممممممممممم!
وای وای بدبخت شدم وای!

داستان دختری در قلمرو سوسک ها
فصل دو
قسمت سه
ادامه



  داستان
جمعه 8 آبان 1394 | 11:45 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


داستان دختری در قلمرو سوسک ها
فصل دوم: سرزمین پریان
قسمت دوم
در ادامه منتظر شماست
پوسترو خودم ساختم
خوشگله؟


  داستان
پنجشنبه 30 مهر 1394 | 08:04 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام داستان خونای من!
همون طور که گفتم هر پنجشنبه داستان گذاشته میشه
هر پنج قسمت یک فصل هست
پس یعنی این فصل دومه
و اسمش فصل دوم هست :
سرزمین پریان
بعدا می فهمید چرا اسم فصل دوم اینه
خب برای قسمت اول برین ادامه
پوسترو بعدا میذارم


  داستان
پنجشنبه 23 مهر 1394 | 01:30 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


顔文字 のデコメ絵文字سلام به دانش اموز های تنبل و باهوش顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字من = مسافرت بودم顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字کجا؟ = کاشان-اران و بیدگل顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字قبل مسافرت = روز اول مدرسه顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字الان= روز دوم مدرسه顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字顔文字 のデコメ絵文字顔文字 のデコメ絵文字فوت هم وطنامون در حادثه منا رو تسلیت میکم顔文字 のデコメ絵文字顔文字 のデコメ絵文字顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字داستان دختری در قلمرو سوسک ها顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字در ادامه منتظر شماست顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字22 خط بستونه دیگه顔文字 のデコメ絵文字
顔文字 のデコメ絵文字برای قسمت بعد بازدید و نظر ببرید بالا顔文字 のデコメ絵文字




  داستان
شنبه 4 مهر 1394 | 06:25 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


はーと。可愛い。 のデコメ絵文字سلام خندون های عزیزはーと。可愛い。 のデコメ絵文字
امروز
(タイトルなし) のデコメ絵文字اومدم(タイトルなし) のデコメ絵文字
با
ハートだよ。2つ のデコメ絵文字داستان دختری در قلمرو سوسک ها ( قسمت چهارم )ハートだよ。2つ のデコメ絵文字
かわいい のデコメ絵文字داستان در ادامه مطالبかわいい のデコメ絵文字




  داستان
یکشنبه 29 شهریور 1394 | 02:14 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


可愛いやつ のデコメ絵文字سلام گل افتابگردونا !可愛いやつ のデコメ絵文字
可愛いやつ のデコメ絵文字امروز بازهم سوپرایز دارم可愛いやつ のデコメ絵文字
可愛いやつ のデコメ絵文字داستان دختری در قلمرو سوسک ها ( قسمت 3)可愛いやつ のデコメ絵文字
+
可愛いやつ のデコメ絵文字پوستر خوشگلش که دوست عزیزم مهدیه ساخته可愛いやつ のデコメ絵文字
可愛いやつ のデコメ絵文字داستان در ادامه可愛いやつ のデコメ絵文字

پوستر داستان دختری در قلمرو سوسک ها


  داستان
شنبه 28 شهریور 1394 | 12:57 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام تیله های قلقلی!
دیروز یعنی شنبه
یک عالمه ماجرا داشتم
شب جمعه....ساعت 3
یک همستر جنایتکار 
با نقشه ای که کشیده بوده
و منم داشتم تو اتاقم کتاب میخوندم
در قفسش رو با مهارت باز کرده
و رفته تو اشپزخونه که زیر کابینت هاش راحت یک موش میتونه قایم شه
بعدش من بدبخت رفته بودم تو اشپزخونه که خوراکی بخورم
ایشون منو سکته دادن
از زیر کابینت مثل موشک رفتن اون ور
منم ترسیدم
یک پارچه اوردم و یک عدد گردو
گردو  رو گذاشتم وسط اشپزخونه عزیز
همستر ساده اومد گردو رو برداره
یک دفعه پارچه رو انداختم روش و ایشون گیر افتاد
بعدش بهش غذا دادم و کردمش تو قفس زیبایش
این ماجرای اول
حالا ماجرای دوم
صبح پاشدیم من با بابام رفتم اداره
اونجا تو اداره یک نگار خونه بود
من رفتم نقاشیاشو دیدم.....خیلی ناز و خوشگل بودن
بعدش رفتیم ساندویچ خوردیم
در اخر به سمت سینما ازادی حرکت کردیم
میخواستیم بریم فیلم محمد رسول الله رو ببینیم
مامانمم سوار کردیم و رفتیم سینما
خیلی فیلم قشنگی بود....خیلی
انقدر صحنه های قشنگی داشت...که ادم گریه اش میگرفت
حتما برید حتما برید ببینید
سه ساعته! طولانی ترین فیلم سینمای ایران
تازه اکران جهانی شده
حالا برویم سراغ ماجرای سوم
مامانم بهم گفت خونه بغلیمونو بالاخره خریدن
خونه ما و خونه بغلی بهم چسبیدن و حیاطشون یکیه
اما حیاط طرف ما بیشتره
حالا اینایی که خریدن
میگن ما میخوایم وسط دیوار بکشیم
اخه خنگول شما دیوار بکشید خونه خودتون تاریک میشه
به ما چه ما که خوشحالم میشیم یک حیاط جدا داشته باشیم
والا مردم چرا اینطوری شدن
همسایگی سرشون نمیشه والا
حالا یک سوپرایز بی نظیر
.
.
.
.
.
.
.
.
داستان دختری در قلمرو سوسک ها ( قسمت دوم)
در ادامه مطالب منتظر شماست
سوپرایز شدین؟
من هیچوقت داستانو با خاطره نمیذارما
الان گفتم بذارم سوپرایز بشین فقط
حالا بدو برو بخون تیله قلقلی

راستی دیدین متن پست ثابتو عوض کردم
و یک خبر عالی من دیگه ناهاری نیستم......هورا....مرگ بر استانبولی
ادامه فراموش نشه
نظر فراموش نشه
بای

پی نوشت : من ناهاری نیستم.... میفهمی من ناهاری نیستم.......من ناهاری نیستم!
[تصویر:  84235258668594160904.gif]


  داستان
یکشنبه 22 شهریور 1394 | 03:16 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


 ÕÝÍå åÜÜÇ: 1 2