تبلیغات
یادداشت های شیدا - مطالب ابر مانا
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
سلام!
خب یکی از همکلاسیام گفته عکسای مانا رو بذارم!
منم براتون گفتم بذارم....بقیه اش ادامه مطالبه




  ادامه مطلب
پنجشنبه 9 دی 1395 | 06:18 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام قلی های عزیز!
متاسفانه نتونستم عکس گلاره و خودمو از تو گوشی بریزم
اگر تونستم میزارم.
از بچه هایی که تو مدرسه هستند
خواهش میکنم دیگه به وبلاگم نیاین
چون اصلا بعضی چیزا لازم نیس تو مدرسه مطرح بشه!
وب مینیونی زدم!
سه شنبه :

جشن داشتیم
اجرامونم فرد مورد نظر گند زد!
هنوز شروع نشده بود که اومد وسط صحنه!
خودشم میدونه
خنگولا وجود دارند!
بعدشم که رفتیم با مامانم خونه!
راستی برای شرکت در مسابقه احکام بهم تقدیر نامه دادند!

چهارشنبه :

چی میتونه باشه؟

پنجشنبه :

تو وبلاگم جشن داشتم دیگه!
مشقامو هم نوشتم

جمعه :

?what

شنبه :
 ..............................

یکشنبه:

جایزه بهم دفتر خاطرات دادند
میخوام توش بنویسم
اما باید به صورت مخفیانه بنویسم!
چند نفر خیلی فضول هستند!
دیکته گند زدم!
من که همیشه 20 بودم حالا چرا؟

دوشنبه :

ببینین عصاب مصاب ندارم از دست معلمون!از خانوم خودم که نه!
تازگی ها خانوممون رو خیلی دوست دارم! نمیدونم چرا (:
از دست خانوم هنرمون ادم کفری میشه!
نقاشیتو بیار بذار تو نمایشگاه
اصلا اگر دلم نخواد هنرمو نشون بدم
مشکلیه! اووووووووف

سه شنبه :

چیه خب دارم برا خواهرم داستان میخونم!

...


...



خداحافظ قلی ها



  
سه شنبه 27 بهمن 1394 | 05:47 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام بر رفقای با معرفتم خودم
ممنون که گفتین قالب خوشگله
تازه لوگوم هم عوض کردم مثل قالبم ابی شده
تازه خبر خبر...عکس خواهرم هم در پایین مطالب هست

nice kawaii

سه شنبه :

اتفاق خاصی نیفتاد

nice kawaii

چهارشنبه :

خانوم ورزشمون نیومده بود
ما هم رفتیم حیاط
حالا خل بازی های من و رویا رو بگو
هرچی میشد مثل دیوونه ها میخندیدیم
اصلا یه وعضی
توپ میفتاد میخندیدیم
جوک بی مزه تعریف میکردیم میخندیدیم
و راستی مامان بزرگ و دایی ام هم رفتن
و بدبختی یکشنبه امتحان ریاضی داریم
و بدبختی دیگه خیلی کار دارم

nice kawaii

پنجشنبه :

1- نقاشی که باید برای شب یلدا مدرسه میکشیدم کشیدم
2- نقاشی مسابقه مدرسه رو کشیدم
3- قفس همسترمو تمیز کردم
4- رفتم حموم
5- نصف مشقامو نوشتم
6- با خواهرم بازی کردم
7- ابگوشت خوردم!
8- اتاقمو بهم ریخته کردم با وسایلم!
9-به مدرسه لعنت فرستادم
10- نماز خوندم...کار روزانه ام هست دیگه
11-فیلم های که دیدم : هشدار برای کبرا 11 .. گنجینه..کیمیا
12- چیزایی که خوردم : ابگوشت.ماش پلو به همراه تن ماهی.نوشابه
چایی.3 عدد کاکائو.کیک خامه ای.اب پرتقال طبیعی.هویج.خیار

nice kawaii

جمعه :

قرار بود با بابام برم کوه اما خواب موندم
الان سرگرمی زیاد دارم
1-دوباره باید یک نقاشی دیگه بکشم
2-برای امتحان بخونم
3-نصف بقیه مشقامو بنویسم
4-اهنگ گوش بدم
5-کیف مسخره مدرسه مو  امد کنم
6- لباسامو بندازم تو لباسشویی
7- به همسترم غذا بدم
8- با خواهرم بازی کنم
9- ناهار و شام بخورم
10- نمازامو بخونم
11- اب پرتقال طبیعی بخورم
12- خوراکی بخورم
13- کتاب بخونم
14- شب نتونم بخوابم
15 - اتاقمو مرتب بکنم
16- ناخنامو بگیرم
حالا بگین کار نداری!

nice kawaii

مانا خانوم...در 11 روزگی
الان 23 روزشه!


  
جمعه 27 آذر 1394 | 12:40 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام چتر های افتابی!
وای
اگر بدونید چی شده
سکته میکنید
حالا برید بخونید تا سکته نکردید
Baby Looney Tunes
یکشنبه :

گفتن که.....مدارس منطقه 1 و 2 فردا به خاطر اومدن
رئیس جمهور روسیه....اقای پوتین ( به همراه واکس قهوه ای شان )
میان و فرداش تعطیله!
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
Baby Looney Tunes
دوشنبه :

تعطیل بود
یک دفعه از دکتر مامانم زنگ زدند
و گفتن:
فردا بیاید بیمارستان
نی نی تون رو در بیارین!

حالا دیگه فکر کنین اون موقعه چه حالی داشتم
فرداش قرار شد من تا ساعت 11 برم مدرسه و امتحانمو بدم و دایی ام
بیاد دنبالم
Baby Looney Tunes
سه شنبه :

به کل مدرسه اطلاع رسانی کردم!
خانوممون امتحان از ما نگرفت که هیچ
به جاش گفت از کل مسئله های کتاب بنویسیم
و گفت تو که چهارشنبه نمیتونی بیای باید زنگ اول بیای امتحانتو بدی و بری
منم گفتم باشــــــــه
بعد رفتیم با دایی ام ناهار خوردیم و رفتیم بیمارستان
واییییی اگر بدونید چه قدر خواهرم گوگولی هست
تازه همه میگن شبیه منه!!!!!!!!!!!!!
واییییییییی

I Love sister
Baby Looney Tunes
چهار شنبه :

رفتم امتحانمو دادم
و رفتیم بیمارستان مامانمو و خواهر گرامی رو بیاریم خونه
منو راه ندادن
و بابام قبض ترخیص گرفت و گفتن یک ساعت دیگه بیاین
رفتیم ماشین رو بردیم کارواش
و بعدشم اومدیم خونه و من موندم و بابام رفت مامانو بیاره
بعدشم که اومدن...بغلش کردمو...نازش کردمو و........
Baby Looney Tunes
پنجشنبه :

1- رفتیم خواهر بیچاره مو واکسن زدیم
2- قراره بریم مهمونی
3- قراره برم حموم
4- اتاقمم مرتب کردم!
داستان رو هم دو قسمت رو جمعه باهم میذارم

Baby Looney Tunes
جشن بزرگ :

I Love sister

در ادامه مطالب






  جشن I LOVE SISTER
چهارشنبه 4 آذر 1394 | 12:14 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()