یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
Related image

سلام رفقا!

روز دختر،تولد معصومه دختر عمه ام بود و 1 سالش میشد و با خواهرش زهرا که 7 سالش میشه با هم جشن تولد گرفته بودن تو خونه اون یکی مامان بزرگم،عصر پارسا و عموم و زن عموم اینا اومدن دنبالم رفتیم اونجا جشن تولد،خوش گذشت بهمون دیگه و کیک و آشم خوردیم اومدم خونه :|

چهارشنبه مهمونی شب شیشه بود و من و سارا یه عالمه باهم حرف زدیم! بعدشم قرار گذاشتیم،جمعه من و سارا و پارسا با دایی سجادم و عمو میثمم بریم شهربازی! البته حیف که بصیرا نیس اینطوری خیلی بهمون خوش میگذشت...من با سارا راحت تر میتونم در مورد مسائل جدی صحبت کنم و با بصیرا میتونم بیشتر حرف های خنده دار بزنم و بخندنم! حالا دیگه چیکار کنم نیستن دیگه! بعدم اگر بخوام بگردم تهران دیگه تا شهریور شهربازی ول میشه دیگه و خب بهتره الان بریم،امیدوارم بهمون خوش بگذره! بعد از مهمونی با دایی سجادم رفتیم فرودگاه دنبال دایی حسین ام که از تهران اومده بود.

 عکساییه که وقتی بصیرا اومده بود و باهم رفته بودیم خودمونو گریم کرده بودیم و من شده بودم جادوگر و اون دلقک،تو ادامه مطالبن و مایه خجالتن :|

کادوی روز دختر از بابابزرگم یه مانتوی خوشگل گرفتم که تو مهمونی پوشیدمش :)

سایت رنگی رنگی برای بسته ویژه مردادش موضوع هری پاتر رو انتخاب کرده! فکر کنم اگر سفارشش ندم افسردگی بگیرم :/ دوست دارم یه بسته هم برای رویا سفارش بدم!

قبلا وبلاگا تابستون خیلی فعال بودن حالا دیگه نیستن،به قول اینایی که تو اینستاگرام هستن وبلاگ دیگه خز شده! البته از نظر من اصلا و ابدا اینطور نیست! 

شماره دوستام تو تهران جا مونده و من میترسم که فکر کنن بی معرفتم که اصلا یادی ازشون نمیکنم :(

میدونین که من نظر جبرانی نمیدم،همینطور از 30 تا نظر تکراری فرستادن بسیار بدم میاد،همینطور من هرروز به وبلاگای لینکم سر میزنم،لازم نیس بیاین بگین و از هر مطلبی خوشم هم بیاد نظر میذارم.....نظر اسمش نظره..نظرتو میگی مثه پول که نیس صدتا میذارین :| من برام مهم نیس هر پستم چندتا نظر داره،خوشحال میشم یکی مطلبو کامل خونده و در موردش برام چیزی نوشته :)

لطفا تو نظرسنجی جدید شرکت کنید،می خوام ببینم نظر شما چیه؟


فعلا کاری باری نیست
خداحافظ :|





  ادامه مطلب
پنجشنبه 5 مرداد 1396 | 01:48 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


Image result for harry potter gif
گیف بالا از فیلم هری پاتر و جام آتش !

http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-04.gifسلام بروبچ!http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-04.gif

میدونم که تا 6 نفرتون به نظرسنجی جواب دادن و اون خاطره بوده،ولی اینو بدونین که من همیشه خاطرات جذاب و جالب دارم و فقط اونارو مینویسم..به خاطر همینه که همیشه خاطره نمینویسم :)

رفتم کلاس میناکاری..خیلی هنر قشنگ و درآمد داری هست و خیلی دوست دارم زودتر یاد بگیرم،اگه از اسمش نفهمیدین چیه ، به این ظرف ها میگن ظرف های میناکاری شده :

Image result for ‫مینا کاری‬‎


تازگی ها تنها فیلمایی که میبینم فیلمای هری پاترهه،رویا بهترین دوستم تو ابتدایی،عاشق هری پاتر،کتاباش و فیلماش بود...بهش حق میدم :)....اول کتابشو بخونین بعد فیلمشو ببینین اگه نه فیلماشو حتما ببینین :)....کروشیمو! ( اگه فیلم های هری پاتر رو دیده باشین میفهمین! )

مثه اینکه شهربازی باز شده،بصیرا بهم گفت..حالا نمیدونم واقعا بازه یا نه...حالا ببینیم چی میشه :)

پنجشنبه بله برونه و این یه بی رحمیه که بچه هاتون رو نباید ببرین :/ خاله عذرا واقعا از شما بعیده :/ من به این خوبی مگه اذیت میکنم :(

بچه ها من دوست دارم که برم یه سازی رو یاد بگیرم ..شما چه سازی رو پیشنهاد میکنید ؟؟

درسته که من بروی خودم نمیارم...ولی اون 110 و 120 نفری که تو این دو روز اومدن وبلاگم..واقعا عجیبه که خیلی خسته بودن ...فقط 6 نفر تو نظرسنجی شرکت کردن و دو نفر کامنت گذاشتن!...خسته نباشید یه وقت :/

چند روز پیش دایی ایم با آهنگای وطنی که توی ماشینش داشت منو متحول کرد :) پست بعدی منتظر باشید :)

وای که چقدر فیلمای هری پاتر خوبن!!..من همشونو از فیلیمو میبینم....من برم خودمو به زندان آزکابان معرفی کنم :/ تا خودمو نکشتم :/


http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-05.gifفعلا خداحافظ رفقای عزیزم http://www.copypastekon.ir/files/smiles/rice_ball/rice-ball-smiley-05.gif



  
یکشنبه 18 تیر 1396 | 11:25 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()



سلام عینک آفتابی های عزیز 
میبینید که پس از سال ها برگشتم
امیدوارم این تابستون بترکونیم :)....ممنون از دوستای عزیز که تو این مدت خیلی کمک کردن :)
مدرسه ها هم که دیدین تموم شد ..به خوبی و خوشی،البته دلم برای دوستام خیلی تنگ میشه.
در حال حاضر هم رفسنجانم ! و دارم خوش میگذرونم...
معدل گرامی : 19/81

سه شنبه با اعضای گروه سه کله پوک ( بصیرا و سارا ) و بشرا و دختر عمه بصیرا و بشرا؛مریم رفتیم پارک آبی نشاط که تازه تو رفسنجون افتتاح شده..از ساعت 5 تا 11 شب ......خیـــــــــــــلی بهمون خوش گذشت..استخر موجش خیلی باحال بود فقط من یه عالمه آب خوردم :/....یه عالمه سرسره داشت ولی ما فقط یکی رو 100 بار میرفتیم..بقیه شون وحشتناک بودن :|...رودخونه هم رفتیم..بهمون بسیار خوش گذشت :)

تو این مددت 4 تا مهمونی رفتم.....دو تا اولش زنونه بودن و من فکر نمیکردم زنونه و مردونه جداست و حرص خوردم که چرا مانتو پوشیدم..اما حالا مشکلی نداشت..چون هیشکی تقریبا نمیدونست :/ بصیرا رو هم تو یه مهمونی دیدم و اون موقع تصمیم گرفتیم بریم پارک آبی ..

چهارشنبه مامانم رفت برام تو رفسنجون کلاس پیدا کنه...فعلا کلاس قلاب بافی و شیرینی پزی میرم...میخوام کلاس آشپزی و نقطه کوبی هم برم :)

تولدم گذشت...مامان و بابام یه حوله لباسی نو بهم دادن...و مامان بزرگ و بابا بزرگ و دایی هام یه دستبند طلا...

دو تا از بهمرین معلمای مدرسه مون سال دیگه نیستن و من خیلی خیلی دلم براشون تنگ میشه :(

یه خبر کاملا حیرت آورم هست که یه روزی بهتون میگم :0

20 تیر تولد وبه..میشه یکی برای تولد وبم یه قالب خوشمل بهم بده خیلی خوبه!...چون حوصله قالب نو ساختن ندارم :/
منظورم اینه که میخوام بهم قالب بدین برا تولد وبم....واضح کاملا :|....ایشالا منم براش جبران کنم :)

دارم یه نقاشی روی بوم میکشم....وقتی کامل شد ، عکسشو تو اینستاگرام و وبم میذارم .

تا الان خیلی فیلم دیدم تقریبا 100 تا! معرفیشون میکم بهترینارو :)

تازگیا خیلی آهنگ گوش میدم...چندتارو معرفی میکنم :)....کتابای زیادی هم برای معرفی کردن دارم..

دوستون دارم رفقا ...دمتون گرم
فعلا خداحافظ :|



  
جمعه 9 تیر 1396 | 04:36 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()




父の日だよ。バラ のデコメ絵文字درود گل های رز عزیز!!!父の日だよ。バラ のデコメ絵文字
بفرما ماجراهای بنده + معرفی کتاب بخون گلم!!


花だよ。バラ のデコメ絵文字ماجرا ها و خاطرات و معرفی های 8 تا 14 مرداد 95花だよ。バラ のデコメ絵文字

1- جمعه با دایی حسینم رفتیم
به رستوران مک ماشاالله!!!
و دو تا تا پیتزا سفارش دادیم
و من برای اولین بار یه پیتزای کامل خوردم!
حتما تعجب کردید ولی من تا قبل از اون حداکثر 4 تکه پیتزا میخوردم!
اما بالاخره موفق شدم و یه کامل خوردم!!!!
افتخاری دیگر از شیدا!!!

2- شنبه صبح از ساعت 6 به بعد که بیدار شدم
خوابم نرفت و ساعت 7 با بابام رفتیم کوه دارآباد!!
اونجا از یه راه سختی رفتیم به قهوه خونه و خیلی خسته شدیم
تازه تو قهوه خونه که نون و پنیر و چایی سفارش دادیم
از دست زنبور ها راحت نبودیم :(
مردم هم از دست زنبور ها کفرشون در اومده بود!!
به هرحال با این همه سختی بالاخره ساعت 10 به خونه رسیدیم!

3- یکشنبه معلم عربی اومد
و دو تا درس بهم داد
که باید یعنی دو تا درس مشق بنویسم :/
راستی کتاب مفاهیم قرآن 1 رو تموم کردم :)

4- دوشنبه به آرایشگاه رفتیم و موهامو که بلند شده بودند
به همون مدل قبلی کوتاه کردم :)

5- کتاب هایی که از شهر کتاب گرفتم یکیشو خوندم
به اسم » خواب شصت ساله رز «
کتابش عالی بود...یعنی عالی عالی
و خیلی جالب و زیبا و کمی هم عاشقونه!!


معرفی کتاب » خواب شصت ساله رز «

نام کتاب : خواب شصت ساله رز - A long long sleep
نویسنده : آنا شیهان - Anna sheehan
مترجم : مریم رحیمی
نشر : ایران بان
تعداد صفحات : 314 صفحه

توضیحات :

من چیزای پشت کتابو نوشتم :

رزالیند فیتزروی بعد شصت و دو سال از خواب بیدار می شود
و در کمال تعجب خود را در دستگاه سکونش در گوشه یک زیر زمین
از یاد رفته میابد، در حالی که دنیای اطرافش تغییر کرده است.
پدر و مادرش و عشق اولش مطمئنا مرده اند و حالا رز که
وارث گمشده یک امپراطوری و شرکت بین سیاره ایست.
به آینده ناشناخته ای پرتاب شده ....
رز که تمام تلاشش را برای فراموش کردن گذشته و عادت به
زندگی جدید به کار بسته شیفته پسر جوانی میشود که او را از
خواب بیدار کرده است..اما وقتی خطری جدی زندگی جدیدش را
تهدید میکند با این حقیقت مواجه میشود که یا باید چشمان
کاملا باز با گذشته اش مواجه شود یا آینده را از یاد ببرد

اگر این کتابو نخونید...نصف عمر که بر فنا رفته
نصف دیگشم بر فنا میره !!... گفته باشم!!
لقب عجیب و جالب ترین کتاب شیدا
تقدیم میشود به خواب شصت ساله رز!!
راستی اخر کتابش هم نوشته به زودی
قسمت دومش با عنوان تصمیم نابخشودنی از راه میرسد
و وقتی سرچ کردم دیدم رسیده!! وای مشتاقم بخرمش!
عکس جلد دومش :

راستی یه عالمه جایزه برده :

برنده جوایز ادبی 2012 :
گلدن داک . وردوس . ایزینگلاس . هال کلمنت

عکس جلد اول کتاب :


6- سه شنبه مامان رویا و رویا اومدن خونمون
خیلی این جلسه خوب بود
چون خیلی کم هم مشق داریم هم درس گرفتیم
بعدش رفتیم تو اتاقم و یه عالمه خل بازی در اوردیم!
دابسمش هم درست کردیم!!

7- چهارشنبه رفتیم مهمونی!!
خیلی خوش بگذشت
و من با یاسمین یه عالمه بازی کردم
بعدا حالا ماجرا هامو براتون تو مهمونی
تعریف میکنم!!

8- پنجشنبه چه روزیه
بله درست حدس زدید!!!!!!
»»روز دخــــــــــــــــــــــــتر««
و
»»ولادت حضرت معصـــــــــــــــومه««
وای روز خودمونه!!! وای چه خوب!!!!
روز دخــــتر مبارکتون!!!


花だよ。バラ のデコメ絵文字خب بدرود گل های رز عزیز!!花だよ。バラ のデコメ絵文字



  
پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 05:25 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()



دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهسلام رفقای جغدی من!دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزه
خب اتفاقاتی که برام افتاده رو
به صورت شماره ای لیست کردم 
بفرما دمه در بده!!
راستی ببخشید تیر جدول تولد نداشتیم
هرکسی تولدش تو مرداده بگه اسمش و تاریخشو تو جدول بنویسم
 اسم مردادی عزیز! تاریخ تولدش
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  


森ガール+鳥 のデコメ絵文字اتفاقات و خاطرات و ماجراهای 31 تیر تا 7 مرداد 95森ガール+鳥 のデコメ絵文字

1- دایی حسینم به تهران اومد

2- با دایی حسینم و خانواده به سینما رفتیم
و فیلم دراکولا رو دیدیم 

3- کلاس عربی یکشنبه برگزار شد
معلمم خیلی دیر اومد و من خیلی غر زدم
اما بعدش که اومد...غرغرهام تموم شد

4- مانا هشت ماهه شد

5- رفتیم شهر کتاب و کتاب خریدم
لیست کتاب های خریداری شده :

بیست هزار فرسنگ زیر دریا - ژول ورن
ایوان منحصر به فرد - کاترین اپلگیت
اردک سیاه - ژانت تیلور لایل
خواب شصت ساله رز - آنا شی هان
جسیکا کجاست - لیز کسلر
آبشار یخ - متیو جی.کربی
مادام کوری - آلیس ثورن
مروارید - جان ارنست اشتاین بک
فصل های رنگارنگ ( رنگ آمیزی پیشرفته )

6- یک سری وسیله ساخت زیور آلات
از سایت هنری.کام سفارش دادم
و رسید

7- خواب باحالی که دیدم :
خواب دیدم همسایه بغلیمون پیکاسو هست!!
و من رفتم تو خونه شون و ازش نقاشی یاد گرفتم
و نقاشیاشو دیدم
بعد دیدم زنگ خونمون رو زدند
درو که باز کردم دیدم پیکاسو پستچی شده
و بسته ساخت زیور آلاتمو برام اورده
تا بسته رو ازش گرفتم ناپدید شد
و من از خواب پردیدم!
جالبیش اینه که فردای همین خواب
برام بسته ام رسید!

8- یه بازی رایگان تو ایکس باکس دانلود کردم
به اسم life is strnge
یه بازی به سبک معمایی و ماجراجویانه

9- 16 مرداد مهمونیه زنونه است!!
من هم که عاشق مهمونیای زنونه!!

10- 15 مرداد یا سه شنبه
قراره دومین دختر عمه ام به دنیا بیاد..!!

11- کارنامه و پرونده و.... از مدرسه گرفتم
کارنامه که مثل همیشه خیلی خوب :/
والا اگر میخواین هرسال خیلی خوب بدین
بهتره کارنامه سال قبلو کپی کنید بهمون :/
پرونده هم که فکر میکردم چه چیز جالب و عجیبه
هیچی نبود جز کارنامه های سال های قبل
یه چندتا تقدیر نامه
کپی شناسنامه
و دو دونه عکس :|
جایزه هم دادن
یکی برای فارغ تحصیلی
و یکی هم برای حجابم :)
جایزه فارغ تحصیلی یه بازی دوز
و جایزه حجابمم :
یه شال آبی خوشگل
 یه گیره روسری که بهش یه جوجه گوگولیه
و یه کش سر گوگول و پگولی!

12- در حاشیه لباس های المپیک باید بکم
اون لباسای اولی واقعا چی بودند؟؟؟؟؟
اما طرحی که تازگی کامران بختیاری داده بهتره

13- و در حاشیه چالش عکس سیاه و سفید
در اینستا گرام باید بگم :
چه چالش مزخرف و بیخودی!!

14- سریال هایی که من میبینم از تلویزیون:

پریا - شبکه 3
چرخ فلک - شبکه 1
و خانواده کیم چی - شبکه نمایش

15- مامان رویا چهارشنبه نیومد :)
به دلیل مریضی رویا :(

16- بلد شدم گل رز برجسته بدوزم!!
( قاصدک و .. هم همینطور )

17- فقط میخواستم بگم
من پیتزا میخوام :/


森ガール+鳥 のデコメ絵文字خب خداحافظ جغد های شبزده森ガール+鳥 のデコメ絵文字

پی نوشت : عکس ارسالی از دوستم شبنم
به خاطر تولد وبم



  
پنجشنبه 7 مرداد 1395 | 07:30 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


عکسهای دخترونه

まるまる のデコメ絵文字سلام دوستای خوبم،مارشمالو های عزیز!!まるまる のデコメ絵文字
بعد دو هفته به تهرون برگشتم
و بعد عمری میخوام پست بذام...
هم خبرای خوب دارم هم خبرای بد!


まるまる のデコメ絵文字سفرنامه و ماجراهای رفسنجانまるまる のデコメ絵文字

شنبه صبح به فرودگاه رفتیم و ساعت 9 هواپیما حرکت کرد
وقتی تو هواپیما داشتن صبحونه میدادند من دلم آب میشد
چون که اونجا محل تولدم حساب میشه  نمیتونستم روزه نگیرم :(
تازه مامانم گفت به خاطر بسته بندی روروئک به اندازه نصف پولش پول گرفتند!!!
...
به هرحال رسیدیم و دایی سجادم اومد دنبالمون و راهی خونه مامان شمسی شدیم..
همون روز شبش مامان شمسی مهمونی داشتند تو تالار مهمانسرای رفسنجون
و من با سارا و پارسا و زهرا و.... تونستم در اون مهمونی بازی کنم
اما واقعا حیف شد! چون تو این دو هفته ای که اونجا بودم
بصیرا رفته بود مشهد مسافرت و من نتونستم ببینمش :(
و مهمونی هم به اخر رسید...
...
راستی دایی هام برا خودشون یه پلی استیشن 4 خریدن
و من تو این دو هفته باهاش بازی میکردم..
...
تو دوهفته به خونه اون یکی مامان بزرگم
یعنی مامان بدری هم رفتم
اونم هم 3 بار
هر سه بارم اونجا فیلم یا کارتونی دیدم


まるまる のデコメ絵文字معرفی فیلم و کارتون هایی که دیدمまるまる のデコメ絵文字

1- همسایه من توتورو
ساخت : استودیو جیبلی - هایائو میازاکی
سال تولید : 1988
سبک : انیمه
این انیمه خیلی انیمه بامزه و قشنگیه
و بسیار شخصیت های خنده دار و جالبی داره
داستان ساده ای داره اما بسیار جالبه
و شخصیت توتورو این انیمه به عنوان
لوگوی فعلی استودیو معروف جیبلی قرار گرفته
و این یکی از پرطرفدار ترین کارتونای جیبلیه!
و تازه مثل همیشه فیلمسازش آقای میازاکی عزیز هستند!!
اگر این کارتون رو نبینید...نصف عمرتون به فنا رفته !!!

اینم عکسای شخصیت ها و کارتونش :

Totoro jeld.jpg



...
2- یادم نمیاد از عموم اسمشو میپرسم
...
3- فیلم جوی - joy

محصول : آمریکا
سال تولید : 2015
کارگردان و نویسنده : دیوید او.سل
فیلم خنده دار ، جالب و خوبی درباره مخترح تی چرخانه!!!!
 بسیار جالب و جذابه..
زندگی یه خانم
با دو تا بچه...
شوهری که ازش طلاق گرفته ولی تو زیر زمین خونه زندگی میکنه!
مادری که از پدرش طلاق گرفته و 8 ساله از پای تلویزیون پا نشده!!
پدری که تا الان 3 تا زن داشته...مادر بزرگی که همیشه همراهیش میکنه
و حالا اون میخواد یه اختراع کنه!!!!.......
و تازه جوایزی معتتدی برنده شده :

نامزد جایزه گلدن کلوب فیلم موزیکال یا کمدی
و بازیگر اصلیش به اسم جنیفر لارنس 
 هم برنده جایزه گلدن کلوب برای بهترین بازیگر زن فیلم موزیکال یا کمدی

عکس هایی از فیلم :







خب چیزایی که دیدم رو معرفی کردم میریم بقیه ماجرا :

مشق هایی که مامان رویا داده بود رو انجام دادم
و سنبل،گل آفتابگردون و گل ساده گلدوزی کردم
...
به شهربازی و رستوران هم رفتم
شهر بازی رو با عموم و پسر عموم پارسا که امسال قراره به کلاس اول بره رفتم
اونجا یه عالمه خوش گذشت ..رفتیم سرسره آبشار،کشتی،قطار وحشت و....
رستوران هم با مامان شمسی و دایی هام و مامانم و مانا رفتیم
...
تازه تولد مامانمم بود و من بهش دو تا بلوز مجلسی دادم :)
...
و اما خبر بد :( 
همستر ناکام گوگولی درگذشت!
...
شنبه با هواپیما به تهران برگشتیم....
یکشنبه کلاس عربی لغو شد چون من مشقامو هیچی ننوشته بودیم
چهارشنبه هم رویا و مامانش اومدن
 و باز هم 1 کیلو مشق از مامان رویا :/


خب مارشمالو های غمگین!
まるまる のデコメ絵文字خداحافظ شماまるまる のデコメ絵文字


  
چهارشنبه 30 تیر 1395 | 03:26 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


http://s3.picofile.com/file/8228895642/AuVz232.jpg

سلام نت های موسیقی
بفرمایید
رویداد های هفته
+
معرفی آلبوم آهنگ


=?utf-8?B?44KG44KL44G144KP?= のデコメ絵文字رویداد های هفته از 5 تا 10 تیر 95=?utf-8?B?44KG44KL44G144KP?= のデコメ絵文字

1- اومدن دایی حسین و دایی سعیدم به خونمون در دوشنبه
و کادو گرفتن از دایی سعیدم
 که برام یه بازی ایکس باکس خریده بود..
فردا صبحش هم وقتی میخواستن برن
ماشینشو یکی پنجر کرده بود و دیر رفتن

2- راه اندازی کینگت ایکس باکس
و بازی کردن با بازی rivals 
خیلی انصافا بازی باحالیه

3- اتمام هندونه چارخونه دوزی
 و تازه عکشو فرستادم به معلم کامپیوترمون
و اون گذاشت تو کانال مدرسه مون

4- شنبه هفته دیگه میریم به رفسنجون
و تا دوهفته اونجا هستیم

5-کلاس خیاطی با مامان رویا
مشق : 3 تا طرح بدوزم + رومیزی

6- مهمونی چهارشنبه عمو مامانم
+
شکستن شیشه شیر مانا در همان مهمانی
توسط بچه شروری که شیشه رو از کیف مامانم برداشته بود


=?utf-8?B?44KG44KL44G144KP?= のデコメ絵文字معرفی آلبوم و آهنگ و موسیقی و موزیک=?utf-8?B?44KG44KL44G144KP?= のデコメ絵文字

آلبوم امیر بی گزند
خواننده : محسن چاوشی

توضیحات :
آهنگاش خیلی قشنگه و بیشرشون شاعرشون مولاناست
و یکی از آهنگای این آلبوم رو به نام شیدایی برا وبلاگم گذاشتم
کافیه برین تو ستون امکانات روش کلیک کنید
یکم طول میکشه شروع شه
لطفا این آلبوم رو از اینترنت دانلود نکنید
اگر هم دانلود میکنید از این لینک بخرید:
چون 10 درصد از فروشش میره برای خیریه مهرانه

عکس آلبوم :

゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字فعلا خداحافظ゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字


  
پنجشنبه 10 تیر 1395 | 12:49 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


http://s3.picofile.com/file/8232424268/13T42204410320_1A305.jpg

سلام بادکنک های عزیز!
بفرمایید
خاطرات
+
عکس های فارغ التحصیلی

راستی وب قبلیمو دوباره راه انداختم :



یکشنبه معلم عربی ام اومد
و 5 ایه بقیه سوره شمس
+
چند کلمه عربی و ....
یاد گرفتم!
مشق هم زیاد تر از قبل!
4 صفحه تمرین + حفظ 5 ایه 

کلاس دوشنبه های من و رویا
افتاد چهارشنبه ها
دوشنبه به مهمونی برفتم!
مهمونی افطاری زنونه
رفتیم اتاق حلما و وسایل اشپزی شو برداشتیم
و رستوران زدیم!!!! رستوران کلبه
من شدم سر آشپز رستوران
یاسمین شد صندوقدار رستوران
نورا و کیمیا شدند گارسون و کمک آشپز

منوی رستورانمون هم شامل! :

ماهی بزرگ
ماهی قرمز کوچیک
تخم مرغ
چای
قهوه
سالاد ( با قطعات لوگو )
سیب زمینی  ( با قطعات لوگو زرد )

اون ماهی قرمز کوچیکمون منو کشته!!
بعد از اینکه افطار شد..افطاری خوردیم و دوباره رستوران رو باز کردیم.
غذا هم اماده کرده بودند که ببریم..
اخرش هم بابام اومد دنبالمون..

سه شنبه باز رفتیم مهمونی
زنونه و مردونه جدا بود و راحت بودیم
تو این مهمونی من فقط با یاسمین بازی کردم..اونم همینطور
هلیا و کیمیا به شدت خودشونو لوس کرده و گرفته بودن
 ما هم باهاشون بازی نکردیم! اونا هم دلشون نمیخواست که با ما بازی کنن خب!

چهارشنبه که امروز باشه
رویا اومد و باز خیاطی و دوخت و دوز
و مشقای زیاد که شامل 7 تا طرح دوخته
5 تا رو در 2 روز
1 طرح هندونه سخت باز در 2 روز
1 طرح پروانه باز سخت هم در 2 روز
باید انجام بدیم :/

بعد تموم شدن خیاطی هم
 با رویا چندتا دابسمش باحال درست کردیم..


عکس خاطره های فارغ التحصیلی

راستی عکسای فارغ التحصیلی مو ریختم تو لپ تاپ
فقط دو تا از این عکسا تو اینستا گرام موجودهه

این عکس موقع تحویل لوح مدرسه
وسط من هستم، سمت راست خانوممون،سمت چپ خانوم مدیرمون

این عکس من و خانم زبان مون!
 از بهترین و دوست داشتنی ترین معلمایی که داشتم!

من و وانیا یا همون هیکل خودمون!

من و رویا!!! دوستان اهل دیوونه بازی!!

من و خانم برندک  در سمت راست ( معلم پرورشی )  و خانوممون  در سمت چپ 

سه دوست صمیمی!
من در وسط،سمانه در سمت راست و رویا در سمت چپ


خب دوستان فعلا خداحافظ!



  
چهارشنبه 2 تیر 1395 | 01:27 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


http://s3.picofile.com/file/8224097342/13T492b23I10_915S.jpg

花だよ。桜の木 のデコメ絵文字سلام شکوفه های گرامی!!!花だよ。桜の木 のデコメ絵文字
لطفا تو نظر سنجی شرکت کنید!
بفرمایید
خاطرات و ماجرا
+
معرفی فیلم



花だよ。桜 のデコメ絵文字خاطرات و ماجراها و معرفی های 23 تا 26 خرداد 95花だよ。桜 のデコメ絵文字

23 یعنی یکشنبه
معلم عربی یا همون مفاهیم قرانم اومد
معلم خوبی بود و خیلی خوب درس میداد
وقتی یکم کلمات عربی رو کار کردیم
تمرینات رو حل کردیم
بهم یکم صوت عربی و 5 ایه از سوره شمس رو یاد داد
( به همراه چند صفحه ایی مشق! )
کتابی که باهام کار میکنه
مفاهیم قران یکه..

............................

24 یعنی دوشنبه
مامان رویا و رویا اومدند خونه مون
و روی اوپن اشپزخونه کار رو شروع کردیم
اولش من سوتی خیلی خجالت اوری انجام دادم!!
مامان رویا گفت که برو کارگاهت رو بیار
همون کارگاهی که برام خریده بود
من هم رفتم در کمدی که اخرین بار یادم بود گذاشتمش
باز کردم اما هرچی گشتم نیافتم!!
تو کتابخونه و کشو های میز تحریرم گشتم
اخرین بار به زور و زاری طوری که مامان رویا نفهمه
رویا رو صدا کردم بیاد تو اتاقم و با هم شروع کردیم به گشتن
هرچی گشتیم پیداش نکردیم!! انگار اب شده بود رفته بود تو زمین!
منم داشتم از خجالت و نگرانی اب میشدم!!! رویا قش قش میخندید!!
اخرش مامان رویا فهمید و مارو صدا زد و گفت :
بیاین بچه ها یکی اضافه اوردم
و من مثل بستنی اب شدم!!
کلاس خوب پیشرفت
اخرش ولی خسته شده بودما
اما وقتی مامان رویا میپرسید
از روی خجالت میگفتم نه ادامه بدیم!!
اما بدتر از همه مشق های زیادی داد

...............................................

مشق های کلاس خیاطی

از روی یه طرح چارخونه دوزی دوبار
از یه طرح دیگه اش یه بار بدوزیم
+
5 تا دورگیری با نخ کناف از روی پارچه
اندازه ورق A4 
+
روزی ده بار سوزن نخ کردن
برای تمرین سرعت!
+
3 تا گوله کردن و دوقسمتی کردن کاموا
+
اندازه میز تحریرم رو اندازه بگیرم
از دو طرف یکم بیشتر اندازه بگیرم
روی پارچه علامت بزنم
برش بدم!

........................................

تازه گفت اگر مشقامونو انجام ندیم
کلاس بی کلاس!!!

شبش که بیدار بودم
میخواستم که کاموا رو نخ کنم
20 بار نتونستم
و تو اون مدت مامان رفته بود حموم و برکشته بود
منم حرصم گرفت اعصابم خورد شد
رفتم تو اتاقم مثه خلا گریه کردم!
اخه ادم اعصابش خورد میشه خب!!!
.....
راستی زنان کوچک رو از شبکه پویا ببینین!
نشون میده! تکرارش رو من ساعت 2 نصفه شب میبینم
....
موقع سحر هم سرم درد گرفت و حالت تهوع
و به خاطر همین سحری نخوردم
اما بیدار شدم دیدم ساعت 5 عصره
روزمو نگه داشتم تا ....
بلاخره من از شب تا سحر مامانم بهم میده بخورم!

............................................

26 یا سه شنبه
طرح های چارخونه دوزی رو تموم کردم
دورگیری مانده و......
بعدشم رفتیم مهمونی افطار
که من اونجا یه صفجه از مشقای عربی رو انجام دادم
( میبینید بدبخت شدم فقط با دو تا کلاس !! )
شبش هم که تا 3 بیدار بودم
یه فیلم به نام  کلوپ کاراگاهان نوجوان دیدم
از فیلیمو و بهتون معرفی میکنم


花だよ。梅の花 のデコメ絵文字معرفی فیلم کلوپ کاراگاهان نوجوان 花だよ。梅の花 のデコメ絵文字

به انگلیسی :  clubhouse detectives
محصول آمریکا - سال 1996
کارگردان : Eric hendershot
موضوع : خانوادگی و کودک
( راستی مثه اینکه که این فیلم چند قسمتیه )
و توی هر قسمتش یه معمایی حل میکنن
اما اونی که بود تو فیلیمو ماجراش اینه
اخه تو پوستراش یه دختره هست
که توی فیلم اصلا دختری نیست!!

خلاصه :
یه شب یه پسری که روز همون شب
رفته بود اوپرای اقای همسایه شون
موقعی که رفته بود دستشویی از پشت پنجره...
و اونا و دوستاش تصمیم به حل پرونده قتل میکنند

عکسایی از فیلم :



花だよ。お花 のデコメ絵文字خب فعلا خداحافظ花だよ。お花 のデコメ絵文字
به زودی : عکس چارخونه دوزیام


پی نوشت :  موقعی که بعد 20 بار هنوز کاموا نخ نکرده بودم و...
منبع عکس : وبلاگ انیمه کده



  
چهارشنبه 26 خرداد 1395 | 04:12 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


http://s3.picofile.com/file/8198406376/66535587201312190013151790215323437_012.jpg

*グーミン* のデコメ絵文字سلام قایق های کاغذی عزیز!!!*グーミン* のデコメ絵文字
روزه هاتون قبول!

برین بخونید
درمورد ایکس باکس
+
معرفی کارتونی جالب
+
خبر های هیجان انگیز


グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字ماجراها و خاطرات و معرفی های 19 تا 22 خرداد 95グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

چهارشنبه xbox one رسید!!!
فعلا یکی از بازی ها رو نصب کردم
همون zoo رو
انقدر بازیش باحاله!
به حیوونات غذا میدی
باغ وحشت رو گسترش میدی
ماشین سواری میکنی تو باغ وحش
کلا خیلی حال میده!!
شب همون روز هم رفتیم مهمونی افطار

ساعت 1:30 شب جمعه ( در واقع شنبه )
یه کارتون جالب به نام zootopia دیدم
اون هم باز از طریق فیلیمو
تو فیلیمو رایگانش کردند
فکر کنم سی دی شم اومده باشه
کارتونش شبیه کارتونی بود که قبلا دیده بودم
اسم اون کارتون زامبیزیا بود و درمورد یه شهر پرندگان بود
این کارتون در مورد شهر حیوانات بود


*グーミン* のデコメ絵文字معرفی کارتون زوتوپیا - zootopia*グーミン* のデコメ絵文字
محصول امریکا - سال 2016
محصول شرکت والت دیزنی
کارگردان : Rich Moore-Byron Howard 

خلاصه :
داستان کلی در مورد 
یه خرگوش بود که از بچگی ارزو داشت پلیس بشه
و شد اولین پلیس خرگوش در شهر zootopia
اون رو فرستادن به پاسگاهی در قلب شهر
اما مسئول اونجا اون رو کوچیک میدونس
و بهش شغل پارکبانی رو داد!!
اون بلاخره یه پرونده گیرش میاد و ....

عکس هایی از کارتون :

زوتوپیا - zootopia





راستی قراره دوشنبه
رویا بیاد خونمون با مامانش
قراره مامانش بهم چارخونه دوزی و... یاد بده
رویا هم میاد و یه عالمه خوشگذرونی!!!!
فردا ( یکشنبه ) قراره کارنامه بدن
ما نمیتونیم بریم بگیریم به خاطر همین
مامان رویا میگیره دوشنبه برامون میاره

مامان رویا به مامان من یه معلم عربی
برای تابستون معرفی کردند
قراره معلم عربی بیاد بهم درس بده
الان معلمه زنگ زد!
من برداشتم گوشی تلفن رو
خیلی مهربون بود به نظرم!!


グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字خداحافظ فعلا!!グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字


  
شنبه 22 خرداد 1395 | 06:25 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


 ÕÝÍå åÜÜÇ: 1 2 3