تبلیغات
یادداشت های شیدا - مطالب ابر نی نی
یادداشت های شیدا

یادداشت های یک دختر 13 ساله ، یک دختر شاد و دیوانه :)
سلام

فکر کنم چشمتتون زدم وقتی گفتم که ممنون از نظرات فراوانتون :|
وقتی مامان داشت کتابخونه رو مرتب میکرد،یه دفتر پیدا شد که بابام حرفایی که بچگی میزدم رو نوشته بود..منم گفتم بیام بنویسمشون،چون خیلی خنده دار و جالبن

نایت اسکین

قبلا که برنامه کودک  میدیدم،وقتی که میکروفون رو میگرفتن و بچه ها میگفتن به نام خدا من یه چیزی میگرفتم جلوم میگفتم بنگام!

نایت اسکین

شیدا به عجیب غریب میگه » عجیب بریق «
وقتی میخواهد برخی از کارهایش را توجیه کند میگوید : آخه می دونی..


نایت اسکین

دلیلی برای وجود بابا! ( تیر 87)
سر به سر شیدا گذاشتم، به مامانش گفت بال بال ( به بابام میگفتم بال بال ) منو اذیت میکنه، مامانش گفت عصر میریم کنار رودخونه بال بال رو می اندازیم توی آب تا آب ببردتش اینقدر تورو اذیت نکنه. شیدا گفت: اون وقت تو می تونی برام سی دی بزاری؟

نایت اسکین

دیکشنری شیدا
کبردن : کمربند
باغ احش: باغ وحش
حلاط = حیاط
جوقه قیتی = جوجه تیغی
بنجنس = بدجنس
تنبیل = تنبیه
خرقزه = خربزه
لوزوبیا = زولوبیا
دسکات : دستکش
پیس : اسپری شیشه شور
شهرند = فروشگاه شهروند

نایت اسکین

مامان یه قدی بیا : بعضی وقتها که با مامانش کار دارد این جمله را به معنای یه دقیقه بیا میگوید.
مامان بابا منو شوت کرد : وقتی بغلش می کنم و پرتش می کنم روی تشک تخت برای شکایت از من این جمله را با گلایه به مامانش می گوید.

نایت اسکین

خانم های قطاری : شیدا در خانه یکی از اقوام در یکی از کانال های ماهواره ای فشن لباس زنانه دیده که خانم ها به ترتیب با لباس های مختلف و پشت سرهم از جلوی جمعیت رد می شده اند چون مثل قطار به دنبال هم میرفتند، شیدا به آنها می گوید خانم های قطاری

نایت اسکین

شیدا دوتا اسکناس درشت برداشته بود و می خواست در صندوق صدقه بیاندازد مامانش گفته بود ، برای چی می اندازی تو صندوق؟ شیدا گفته بود آخه خدا خیلی دوست داره پولدار بشه!

نایت اسکین

مامانم برای اینکه من برم دستشویی میگفت که اگر نری دستشویی کیسه صورتی توی دلت میترکه و به جاش کیسه سیاه میذارن!



  
شنبه 25 شهریور 1396 | 01:03 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام!
خب یکی از همکلاسیام گفته عکسای مانا رو بذارم!
منم براتون گفتم بذارم....بقیه اش ادامه مطالبه




  ادامه مطلب
پنجشنبه 9 دی 1395 | 06:18 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


http://s3.picofile.com/file/8232424084/13T4242510120_3O55.jpg

سلام رفیق های عزیز!
میدونید دارم دیوونه میشم :(
هی میگم من از تابستونم استفاده نکردم
و به خودم میگم خاک بر سرت
حالا این قضیه رو ولش..
16 اردیبهشت روز وبلاگ نویس بود :|
هیشکی به ما تبریک نگفت :/

...

مانا هم راستی موهاشو کوتاه کرده انقدر گوگولی شد!!
عکسش تو اینستاگرامم هست
راستی مامان بزرگم موهاشو کوتاه کرد
میدونستید مامان شمسی ام قبلا آرایشگاه داشته؟
تو طبقه بالا خونشون یه اتاق بوده کرده بودش ارایشگاه
قدیما ارایشگاه داشته و عروسم درست میکرده
وسایلشم هس :)

...

میخواستم امروز یه اعترافی رو به شما بگم
که تا حالا نگفتم :|
بابا بزرگ من شهردار رفسنجونه :0
علی اکبر پورمحمدی
پارسال هم فرماندار بود :)
اوف راحت شدم....

...

باید بگم کتابای امسالمون ( هفتم ) زیاده :(
14 تا کتاب!!!

...

چهارشنبه جشن جوانه هاس
دوشنبه به خاطر همین میرم تهران
جشن جوانه ها مثل جشن شکوفه های کلاس اوله
یعنی برای کلاس هفتی ها....یا کلاس اولی های مدرسه هس!

...

دلم میخواد این هفته اخری این کارا رو بکنم :

1- دوره کل کتاب ریاضی ششم
Reading a Book

2- رفتن به پارک دریاچه خلیج فارس تهران
که توش هرم هیجان و تیوب سواری و سافاری پارک وحشته

3-اماده کردن کیف روز اول مدرسه مزخرف


...

یه قالبی برای پاییز وبلاگم درست کردم
انقدر خوشگله....اول مهر خواهید دیدش!
راستی میخوام آهنگ وبمو اول مهر عوض کنم
اگر پیشنهادی دارید عرض کنید :)
Flowerنظرسنجی جدید هم گذاشته شدهFlower
شرکت کنید :)

...

میخوام عجیب ترین آرزومو بهتون بگم!
دوست دارم با لباس پرنده ( یه لباسایی که باهاش پرواز میکنن)
یا جدیدا اسکیت پرنده هم میگن اومده
Hanging
دور دنیا رو بگردم!!

...

فعلا خدانگهدار تا بعد!

...

پی نوشت : وقتی به مدرسه فکر میکنم!




  
شنبه 27 شهریور 1395 | 11:53 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


http://s1.picofile.com/file/8227558000/66535587201309110948322940842081132_012.jpg

フルーツ のデコメ絵文字سلام سیب های سرخ عزیزフルーツ のデコメ絵文字
بفرما که خاطره و ماجرا اوردم!


フルーツ のデコメ絵文字ماجرا ها و خاطرات 21 تا 24 مرداد 95フルーツ のデコメ絵文字

1- پنجشنبه رفتیم قم
خیلی معصومه خانوم ناز و گوگولی بودند :)
خیلی هم کوچولو و موشی هستند!
با زهرا هم بازی کردم...کلا خیلی خوش گذشت :)
بعدشم رفتیم حرم....زیارت نامه خوندیم
شبش هم راه افتادیم اومدیم خونمون :|

2- جمعه روز چپ دستا!
آیا میدانستید شیدا اسدی جزو 8% از مردمان خاص جهانه؟
یــــــــــــعنی چــــــــپ دسته!
بله دیگه چپ دستا کلا خاص و باهوشن! :0
آلبرت انیشتین،لئوناردو داوینچی ( الگوی هنری من )
پیکاسو ( خوابشو دیدم )،بیل گیتس،گاندی
آنجلینا جولی، اوباما و چارلی چاپلین
هــــــمه و هـــــمه چپ دست میباشند :)
این روز به همه خاص های جهان تبریک میکم :)
تازه به خاطر روز چپ دستا با دایی حسینم
رفتیم سورتمه و سینما پرواز
 که قبلا بهتون معرفی کرده بودم
خیلی خوش گذشت ....جاتون خالی :0

3- شنبه روز تولد امام رضا ( ع )
مبارکتون !!!
راستی از بس غر زدم ...کلاس عربی کنسل شد :)

4- یکشنبه آی ام شبزده!
خوابم درست شد :)
دو شبانه روز بیدار بودم تا بتونم خوابمو درست کنم :/
شب ساعت 9 خوابم برد :|

5- دوشنبه یه پست پرسش و پاسخ گذاشتم

6- آقا چرا انقدر پند و اندرز میدین به من بدبخت :0
بابا من دلم نمیخواست امتحان تیزهوشان و نمونه بدم 
نمیخوام پیش زرنگا بشم !! من به کی بگم اینو آخه :(
ولمون کنید خواهشا...انقدر پند و اندز ندید :(
قصد هیچ توهینی هم ندارم 

7- قراره پنجشنبه بریم مسافرت :)



果物 のデコメ絵文字خداحافظ سیب های سرخ عزیز果物 のデコメ絵文字


  
چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 01:36 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام فشفشه های عزیز!
امروز براتون عکس خاطره اوردم
یعنی هم عکس هم خاطره


1-به تازگی من چندتا پارچه نمدی خریدم
و این شما و اولین کار نمدی من
یه عروسک ننه!
که اسمشم ننه نقلی میباشد!


2- قشم هست اینجا...من تو دریا...
نی نی هم که میبین با عینکشون دارن افتاب میگیرن!!!


3- مانا هست دیگه!!! نی نی انقدر ناقلا


4- نخود و گل هاش!



5- شهر کتاب...من و مانا





  
جمعه 27 فروردین 1395 | 08:44 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام پروانه ها!
ببخشید این چند روز پستی نذاشتم
احه اینترنت قطع بود!
شما به بزرگی خودتون ببخشید!


دوشنبه :

سه ماهگی خواهرم مبارک
راستش من اصلا یادم رفت بهتون خرید های اینترنتیم رو بگم
من اولین خرید اینترنتی مو دقیقا یک ماه پیش از فروشگاه
رنگی رنگی خریدم....شاید اصلا اسمشو نشنیده باشید
این فروشگاه مال یه سایت پر انرژی مثبت و زندگی شاد
به نام رنگی رنگیه.....اگر برید توش پر از چیزای شاد میشید
این سایت یه تقویم درست کرده که مناسبتی نیست!
اون برای هر روز خودش یه مناسبت خاص گذاشته
مثلا 3 اسفند روز پیاده روی یا درست کردن کاردستی
من این تقویم رو دانلود کردم.....واقعا تقویم جالبیه
از فروشگاه رنگی رنگی اولین بار یکک برچسب طرح دار کیبورد
برای لب تاب گرفتم که الان روی کیبورد جون عزیزه
برای دفعه دوم یه بسته پلنر رنگی سفارش دادم
توش یه پوشه...یک عالمه کاغذ با طرح های زیبای فوق العاده
یک قیچی طرح دار....برچسب نوار رنگی...پانچ طرح دار
بود که با اینا باید یک دفتر باحال خاطراتی درست کنین
من برای عید این رو خواستم تا دقیقا اول سال شروع کنم
دفعه سوم بسته پستی اسفند ماه رو سفارش دادم که از
نظر خودم جالب نبود و نمی ارزید!
اما گفتم این سایت و فروشگاه رو بهتون معرفی کنم
من اصلا قصد تبلیغ ندارم و فقط معرفی کردم
تازگی ها یه دفتر پلنر رنگی هم اورده که دیگه اماده اس
حالا اگر خواستین سفارش بدین
رنگی رنگی دوست داریم!

 سایت رنگی رنگی : کلیک

عکس بسته پلنر رنگی از فروشگاه رنگی رنگی عکسشو برداشتم

کیبورد رنگی

سه شنبه :

اینترنتمون از این روز قطع شد!
و من غصه دار و به قول مامانم معتاد!
مهمونم برامون اومد که من نمیشناختمشون
 راستی اگر میدونستم واقعا کسی از بچه های مدرسه نمیاد
حاضر بودم......یک اطلاعات خیلی باحال و فوق العاده هیجان انگیز بهتون بدم!
چهارشنبه:

دوست مامانم اومد دنبالمون
رفتیم خونشون و شب اونجا خوابیدیم
چون کنار خونه دوست مامانم پر فروشگاهه
و ما صبحش میخواستیم برای خرید عید
بریم اون دوربرا برای خرید
پنجشنبه:

اول بچه رو دادیم به خواهر دوست مامانم
که خیلی بچه دوست بود!
و رفتیم خرید 
یک عالمه چیز و میز خریدیم
خرید های me :
بلوز لی خیلی خوشگل!
چندین ساق دست رنگی به رنگ بنفش ..قهوه ای..گلبهی و...
از دست مانتو های استین کوتاه
اخه این دیگه چه وضعشه!
چند مقنعه به رنگ قهوه ای و سفید
و مهم تر از همه
یک چادر سیاه خیلی خوشگل برای عید
بازم استین دار خریدم...که بتونم راحت دستامو حرکت بدم
چادرمم دو سال برام کار کرده مثلا!
باید واقعا یکی دیگه میگرفتم!
بعد از خرید رفتیم ناهار خوردیم و بچه رو گرفتیم
یکم استراحت کردیم و رفتیم خونه مامان و بابای شوهر دوست مامانم
و بعدش اون یکی خواهر دوست مامانم شب دعوتمون کرد!
کلا کل فامیل دوست مامانم دعوتمون کرد!
اول رفتیم لباسامونو عوض کردیم و شب رفتیم انجا
جای شما خالی!
جمعه :

روز انتخابات!
کارهای هنری انجام دادیم
کمی مجله و کتاب خوندیم
چند فیلم جالب از شبکه نمایش دیدیم
کلا من همش شبکه نمایش میبینم
راستی شما سریال خانه کوچک ازشبکه نمایش رو میبینید؟
اگر نمیبینید حتما ببینید!
و مهم تر از همه جمعه خبر فوق العاده رو شنیدم!
فردا فردا تعطیله!!!
هورا هورا هورا هورا
به افتخار صندوق های رای یک کف مرتب
شنبه :

اینترنت وصل کردید
و هم اکنونم شاهد نوشتن خاطراتم در وبلاگم میباشم
قراره تجریش بریم خرید
نا سلامتی نصف خریدامون مونده ها!
فعلا خداحافظ  پروانه های عزیز!




  
شنبه 8 اسفند 1394 | 03:41 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام چتر های افتابی!
وای
اگر بدونید چی شده
سکته میکنید
حالا برید بخونید تا سکته نکردید
Baby Looney Tunes
یکشنبه :

گفتن که.....مدارس منطقه 1 و 2 فردا به خاطر اومدن
رئیس جمهور روسیه....اقای پوتین ( به همراه واکس قهوه ای شان )
میان و فرداش تعطیله!
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
Baby Looney Tunes
دوشنبه :

تعطیل بود
یک دفعه از دکتر مامانم زنگ زدند
و گفتن:
فردا بیاید بیمارستان
نی نی تون رو در بیارین!

حالا دیگه فکر کنین اون موقعه چه حالی داشتم
فرداش قرار شد من تا ساعت 11 برم مدرسه و امتحانمو بدم و دایی ام
بیاد دنبالم
Baby Looney Tunes
سه شنبه :

به کل مدرسه اطلاع رسانی کردم!
خانوممون امتحان از ما نگرفت که هیچ
به جاش گفت از کل مسئله های کتاب بنویسیم
و گفت تو که چهارشنبه نمیتونی بیای باید زنگ اول بیای امتحانتو بدی و بری
منم گفتم باشــــــــه
بعد رفتیم با دایی ام ناهار خوردیم و رفتیم بیمارستان
واییییی اگر بدونید چه قدر خواهرم گوگولی هست
تازه همه میگن شبیه منه!!!!!!!!!!!!!
واییییییییی

I Love sister
Baby Looney Tunes
چهار شنبه :

رفتم امتحانمو دادم
و رفتیم بیمارستان مامانمو و خواهر گرامی رو بیاریم خونه
منو راه ندادن
و بابام قبض ترخیص گرفت و گفتن یک ساعت دیگه بیاین
رفتیم ماشین رو بردیم کارواش
و بعدشم اومدیم خونه و من موندم و بابام رفت مامانو بیاره
بعدشم که اومدن...بغلش کردمو...نازش کردمو و........
Baby Looney Tunes
پنجشنبه :

1- رفتیم خواهر بیچاره مو واکسن زدیم
2- قراره بریم مهمونی
3- قراره برم حموم
4- اتاقمم مرتب کردم!
داستان رو هم دو قسمت رو جمعه باهم میذارم

Baby Looney Tunes
جشن بزرگ :

I Love sister

در ادامه مطالب






  جشن I LOVE SISTER
چهارشنبه 4 آذر 1394 | 12:14 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


سلام سلام
صد تا سلام

وای دارم از خجالت اب میشم!
وای ببخشید دیروز داستانو نذاشتم!
بذارید بگم چرا نذاشتم:

من ساعت 9 بیدار شدم
بعد دوباره ساعت 12 خوابیدم...اون موقعه من دلم یک کوچولو درد میکرد . بیدار شدم ساعت 3....بدتر شدم....دلم بیشتر درد میکرد
اماده شدیم و رفتیم جمهوری برای خرید نی نی
تو ماشین من خیلی بدتر شدم
تب کردم...سرم خیلی درد میکرد
وقتی پیاده شدیم و رفتیم خرید
خیلی حالم بد شد
و در کل همش حالم بد بود
بعدشم مامانم بهم قرص داد
صبحش خوب شدم!
یادتونه یک بار دیگه هم وقتی پارسا اینا اومدن خونمون این طوری شدم!
صبحش خوب شدم!
دوباره همون طوری شدم
راستی خریدایی که اونجا خریدیم:
کریر بنفش با گل های صورتی...خیلی نازه
تشک و بالش به شکل خرس...کرم و صورتی....خیلی خوشگله
پتوی صورتی.....خوبه

وای راستی انقدر مشق رو سرم ریخته که نگو و نپرس
دیروز مریض بودم 10 تا از سوالای ریاضی رو نوشتم..بدون جواب
در کل باید 30 تا سوال ریاضی با جواب بنویسیم
کل درسای شنبه رو هم بخونم
حالا اجازه دارین به من بگین بدبخت بیچاره!
اخ یک بد شانسی دیگه هم اوردم
فلشم ویروسی شده...دادم خانم کامپیوترمون درستش کنه
حالا خوشبختانه...پروژه هامو تو کامپیوتر سیو کردم
خب دوباره الان اجازه دارین به من بگین:
مریض بدبخت بدشانس بیچاره
وای یک بدبختی بزرگ دیگه هم دارم
شنبه امتحان ریاضی داریم
منم که میدونین از ریاضی متنفرمممممممممممممممممم!
وای وای بدبخت شدم وای!

داستان دختری در قلمرو سوسک ها
فصل دو
قسمت سه
ادامه



  داستان
جمعه 8 آبان 1394 | 11:45 ق.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字سلام به نخود های عزیز دردونهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字من در حال حاضر = هیجانی ...جوجه ماشینیグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字امــــــــــــــــــــــــروز*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字رفــــــــــــــتیم*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字خرید سیسمونی...گهواره..لباس...شیشه شیر..پستونک و.......*グーミン* のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بــــــــرای خواهـــــــــــرکمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字یک عالــــمه چیز خریدیمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بیشترشون با سلیقه من هستندグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字گهواره = من انتخاب کردم= صورتیه طرح فانتزیه و نازهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بیشتر لباس ها = من انتخاب کردمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字تا ساعت 3 در حال خرید از یک بازار بعد رفتیم ناهار*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字دوباره رفتیم یک بازار دیگه اونجا گهواره و چند تکه لباس خریدیم*グーミン* のデコメ絵文字
整理 のデコメ絵文字منم که اونجا  یک شلوار ورزشی خیلی خوشگل نصیب من شد整理 のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字دیشب تا ساعت 3 بیدار بودمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بگو خبグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字چند روزی بود که سوسک ها به ما حمله کرده بودن و همه هم در اشپزخونه حمله کردندグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字که من یک سوسک به همراه یک سوسک دیگه از اشپزخونه رویت کردیدمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字از ترس لرزیدمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بعدش دوباره شروع به فیلم دیدن کردمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字که سوسکا اومدن از دیوار اشپزخونه بالاグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字پریدم تو تخت و خوابیدم در زیر زیر پتوグーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字
グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字و صبح این سوسکا به دست سوسک کش کشته شدندグーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字راستیグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字بچـــــــــه ها من یکم استرس دارمグーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字
グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字میترسم تو مدرسه بد بیارمグーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字
مثلا من فقط تابستون درس نخوندم.......و بچه ها همه حتی بدترینشون درس خونده باشن
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字یا معلممون مارو بکشه که اصلا هیچی از ریاضی یادمون نیستグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字اخه ریاضی هم شد درس*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字اصلا ریاضی واسه چی به وجود اومده*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字اصلا ریاضی وقتی بزرگ شدیم چه بدرد میخوره*グーミン* のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字خب میگیم تو شغل های مهندسی و ریاضی دانی بدرد بخورهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字اما مثلا ادم دکتر بشهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字تقسیم کسرا چه بدردش میخوره*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字نه دقیقا به من بگین*グーミン* のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字میدونین بدی مدرسه چیه؟グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字ریاضی رو دقیقا میذارن زنگ اولグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字 تا کل روز زهره مارمون بشهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字خب اصلا ولش کن این ریاضی روグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ のデコメ絵文字هفته دیگه اول مهره! بازهم باید ساعت 5 صبح بیدار بشمグーミーズ のデコメ絵文字
グーミーズ のデコメ絵文字این خیلی بدهههههههههههههههههههههグーミーズ のデコメ絵文字
グーミーズ のデコメ絵文字وای اما خوبیه مدرسه اینهグーミーズ のデコメ絵文字
グーミーズ のデコメ絵文字دوستاتو میبینیグーミーズ のデコメ絵文字
من و رویا زبون رمزی میخوایم درست کنیم که یک بار انتن ها ( بچه های فضول ) نفهمن
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字خانوم برندک رو می بینمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字ناهاری نیستمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字و همین:|グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字خب واقعا ببخشید داستانو نمیذارم*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字اخه وقت نمیکنم*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字از این لحاظ*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字بعدشم*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字این همه خاطره مینویسم دیگه حوصله نمیکنم داستان بنویس*グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字خب نخودهای عزیز دردونه خداحافظ!*グーミン* のデコメ絵文字

پی نوشت 1 : وای اگر تو امتحان ریاضی هیچی بلد نباشم

پی نوشت 2 : وای سوسکا ! کمک





  
پنجشنبه 26 شهریور 1394 | 09:44 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


توجه توجه
اسامی پیشنهادی که بنظرتون قشنگه 
با ارسال نظر به این پست
یا
از طریق ایمیل من:
sheyda.asadi83@gmail.com
به ما بگین



  
چهارشنبه 14 مرداد 1394 | 12:39 ب.ظ | ˜ÇãÜäÜÊ()


 ÕÝÍå åÜÜÇ: 1 2